#شفیعی_کدکنی : به جرأت می توان گفت در صحنه تاریخ ادبیات و فلسفه در ایران امروز فردی با سواد شفیعی کدکنی نباشد.
torsdag 10 juni 2021
lördag 3 april 2021
måndag 22 mars 2021
سهیلا دشتی: قتلعام ۶۷، معذرت خواهی جنایتکاران طنز تاریخی بیش نیست


معذرتخواهی جنایتکارانی که در رأس قدرت هستند طنز تلخی بیش نیست.
آنتیجه کروگ شاعر و نویسنده مشهور آفریقای جنوبی در کتاب کشور استخوانهای من که در سال ۱۹۹۸ منتشرشده مینویسد: با عدم برخورد با گذشته و کسانی که مضامین و پایههای حقوق بشر را زیر پا گذاشتهاند، ما به جانیان و مرتکبین این جنایات ضد انسانی کمک نمیکنیم بلکه بدینوسیله پایهگذاری یک سیستم قضائی سالم و مستقل برای نسلهای آینده را ویران میکنیم.
در روزهای سالگرد قتلعام زندانیان سیاسی، مجاهد و مبارز میهنمان در سال ۶۷ به فتوای سر دژخیم جماران هستیم. در همین روزها پخش نوار صدای آقای منتظری در مورد مخالفتش با این اعدامها آتشی در لانه مورچگان ولایت انداخته است که گوئی از این مسئله بیخبر بودهاند. انتشار نوار موضعگیری آقای منتظری، توسط فرزندش جنایات صورت گرفته به فتوای خمینی را غیرقابلانکار میکند. همزمان شیفتگان بارگاه ولایتفقیه را مجبور به موضعگیری کرده است. واکنش این قبیل افراد قبل از هر چیز نشانگر وضیعت رقت باری است که ولیفقیه نظام در آن به سر میبرد. موضعگیریهای افرادی از قبیل حسن خمینی و تاجزاده (اصلاحطلبان به سبک و سیاق لاجوردی و خلخالی که اگر امروز زنده بودند، آنان هم در صف اصلاحطلبان) مرزبندی اینان را با مردم ایران و خواستههایشان روشنتر از همیشه نشان میدهد.
تاجزاده که مدتی در زندان به سر برده قاطعانه از اعدامهای سال ۶۷ حمایت میکند و به سهم خودش از خانوادهای اعدام شدگان پوزش می طلبد و «متواضعانه» آنان را فرا می خواند که «با تاسی از ماندلا ببخشند اما فراموش نکنند» تا ایران و ایرانی از چرخه شوم نفرت و کینه و انتقام رها شوند. ار رهبر می خواهم که پیش از آنکه دیر شود پرچم دوستی و مهر و آشتی ملی برافرازد».
تاجزاده و همگنانش دچار نسیان تاریخی شده اند و با وقاحت تمام از ماندلا و آفریقای جنوبی و «آشتی ملی» سخن میگوید و ادعا میکند که باید از آنان آموخت. تاجزاده خودش میتواند به رهبرش نامه بنویسد و از او طلب بخشش کند و از رهبرش بخواهد که با او آشتی کند و به این خواسته قبای نیکی و خیر بپوشاند، اما هیهات که کسی فریب این بازیها را بخورد.
آنان خوب میدانند که گاه در پشت این مفاهیم خون میلیونها نفر بر زمین ریخته شده.
تاجزاده در همین کلام هم قلب واقعیت میکند و چیزی در مورد دادگاههای مردمی، حقیقتیاب و بخشش بر زبان نمیآورد؛ اما اشاره به سه مورد بسیار شناختهشده که در همین ۲۰ سال گذشته اتفاق افتاده قابلتأمل است.
رواندا
۱ – رو اندا در سال ۱۹۹۴ در یک قتلعام گسترده یکمیلیون نفر از قوم توتسی ها به دست قوم دیگری که حکومت را در دست داشتند به اسم هوتی ها کشته و بیش از دو میلیون نفر آواره شدند. دادگاه بینالمللی برای رسیدگی به جنایات هوتی ها در سال ۱۹۹۷ تحت نظر سازمان ملل در شهر "آروشا" در کشور تانزانیا شروع به کار کرد. گاساکا (دادگاههای مردمی در دهات)
در رواندا ۱۲۰۰۰۰ هزار نفر مظنون به شرکت و یا دست داشتن در قتلعام بودند، دستگیر و زندانیشده بودند. ازآنجاکه سیستم قضائی کشور به علت قتل قضات صالح فلج شده بود، تصمیم گرفته شد که دادگاههای محلی تشکیل شود. اولین بار در سال ۲۰۰۲ این دادگاهها در نقاط مختلف کشور رواندا شروع به کارکردند؛ که تا سال ۲۰۱۲ ادامه داشتند. در طول مدت ده سال ۱۲۰۰۰ دادگاه تشکیل و به ۱.۲ تا ۱.۵ میلیون جرم رسیدگی کرده است. نکته بسیار قابلتوجه اینکه در رو اندا حکم مجازات اعدام در همین دوران لغو شد.
۲- آفریقای جنوبی
سیستم حکومت نژادی در آفریقای جنوبی از قرن ۱۶ میلادی برقرار بوده و جنایات بیشماری را مرتکب شده بود. بلافاصله پس از پیروزی آ، ان، سی و بر حکومت نژادپرست آفریقای جنوبی دادگاهها حقیقتیاب و بخشش در آفریقا شروع به کار کرد. به علت طولانی بودن سالهای سرکوب سیاهپوستان تصمیم گرفته شد که دادگاههای حقیقتیاب و بخشش به جرائمی بین سالهای ۱۹۶۰ تا ۱۹۹۰ میلادی رسیدگی کند. اولین دادگاهی ازایندست در سال ۱۹۹۶ شروع به کار کرد. بر اساس آمار بیش از ۲۰۰۰۰ نفر در این دادگاهها شهادت دادند و حداقل بیش از ۷۰۰۰ نفر از کسانی که مرتکب جرم شده بودن بهعنوان متهم در این دادگاهها حاضر شدند. شعار محوری این دادگاهها این بود که کشف حقیقت پایه اساسی بخشش است.
۳- سربنیتسا در یوگسلاوی سابق
در طول چند روز در ماه جولای ۱۹۹۵ جهان شاهد بزرگترین قتلعام در اروپا پس از کشتارهای هیتلر در قرارگاههای مرگ بود. در این روزها بین ۷ تا ۸ هزار مرد و جوان در شهر سربنیتسا قتلعام شدند. آخرین دادگاه متهمان به این جنایت هولناک دادگاه ردوان گرازیچ بود که در ماه گذشته به ۴۰ سال زندان محکوم شد.
بار دوم! این بار مقایسه
۱- رواندا
یکمیلیون نفر در جنگهای قومی در رواندا کشته شدند. بیش از میلیون کشتهشده و معلول حاصل کسانی که جنگ ضد میهنی بین عراق و ایران است میتوانید بگوئید چه کسی پاسخگو و مسئول است، یادمان باشد که رهبر شما خامنهای در آن زمان مقام ریاست جمهوری این نظام را داشت.
۲- افریقای جنوبی
زمان رسیدگی به جرائم نژادپرستان در افریقای جنوبی سی سال بود. در ایران آخوند زده این حکومت نزدیک به چهار دهه مردم ایران را سیستماتیک و بر اساس قانون اساسی همین نظامی که شما از آن طلب بخشش میکنید مورد کشتار و اعدام قرارداده است.
۳- سربنیتسا
آخرین دادگاه متهمان به این جنایت هولناک دادگاه ردوان گرازیچ بود که به ۴۰ سال زندان محکوم شد. همچنین پارلمان صربستان به خاطر این قتلعام در سال ۲۰۱۳ از مردم بوسنی معذرتخواهی کرد.
خلاصه کنم کارنامه این رژیم سیاهتر از رواندا و حکومت نژادپرست افریقای جنوبی و سربنیتسا است. نیازی به یادآوری قتلعام روزانه مردم سوریه و عراق نیست.
حتماً که تاجزاده و همپالکیهایش به مبارزهشان برای حقوق مردم شناخته نمیشوند. آنان به دنبال گرفتن سهم خود در قدرت هستند. موضعگیری تاجزاده و کمپانی در یک کلمه این را نشان میدهد که اوضاع رهبرتان خامنهای و رئیسجمهور اعتدال آنچنان خراب است که برای حفظ آبرو دست به هر حیلهای میزنید که مثلاً بگوئید کمی انسانی فکر میکنید. معذرتخواهی از قربانیان قتلعام سال ۶۷ پیش کشتان. آیا جرئت دارید از خانواده شهرام احمدی و بیستوچهار نفر دیگر که همزمان باهم اعدام شدند، معذرتخواهی کنید.
torsdag 17 december 2020
یاغی
یاغی
lördag 16 november 2019
انقلاب دمکراتیک با شرکت همه مردم ایران
اولین سخنرانی مسعود رجوی در دانشگاه تهران هنوز بعد از بیش از چهل سال تازه است. این را برای یادآوری نمی گویم بلکه برای یادگیری، برای نسلی که همه چیز از آنان دریغ شد می نویسم. بخش کوتاهی از این سخنان را این جا می آورم.
"من نیامدم اینجا که روند خودبخودی قضایا را فقط ستایش کنم.
ما نیامدیم که آنچه را که هست وفقط هست تأیید کنیم.
لختی هم باید به آن اندیشید که چه چیز باید باشد؛ وچه چیز نباید باشد! برادران، خواهران، رزمندگان و مبارزین! ما سر نداده بودیم که بهجایش زر بگیریم.
مگر جانمان را برای این داده بودیم که بهجایش جاه بگیریم؟
از جا برنخاسته بودیم، قیام نکرده بودیم که در جاهای بهترو صندلیهای بهتر و مقامات بهتری قعود کنیم.
مسعود رجوی در بخشی از همین سخنان می گوید:
"انقلابات پیروزمند جهان رو همه مطالعه کردهاید، سازمان داشتند و سلاح ولی خلق ما چه داشت؟
فقط سینه ای سپر کرده وآنطور که ما توی زندان میشنیدیم در اون شبهای محرم!
این خلق اینطور تا اینجا این پیروزی رو بدست آورده، وای برما اگر این پیروزی رو درست ادامه ندیم.
پس مبادا که فرصتهارو ازدست بدیم و به نسل نفرین شدهای خودمون رو تبدیل کنیم.
به صراحت باید گفت برادران و خواهران، مبارزه حق هر بشریست و حق هر نیرویی ویژگی انسانه اگرانسان مبارز نباشه که انسان نیست.
امروز انقلاب ایران پیروزیش در گرو شماست که آیا رسالت خودتون رو انجام خواهید داد یا نه، و این رسالتی است بس مشکل. میشه نشست و تا نهایت حرکت خودبخودی رو تقدیس کرد.
این حرکت خیلی عظیمه، خیلی قابل ستایشه ولی نباید به همین قناعت کرد گفتیم که ما درآغاز راهیم راهی بس دور و دراز که تا قله توحید ادامه داره! و ادامه می دهد
«هیچگونه تضییق نظامی و سیاسی برای انقلابیون اصیل و جان برکف که از قدیم میجنگیدهاند نباید بهوجود آید
محاکمات در دادگاههای علنی مردمی برگزار شود و نمایندگان قشرها مختلف مردم و عموم قشرها و طبقات و نیروهای مبارز و انقلابی در هر موردی شاهد و قاضی محاکمات باشند.
انتصابهای مختلف نظامی و سیاسی و اداری بهخصوص در حد کادرهای طراح و رهبریکننده با نظر شوراهای مردمی صورت گیرد
در دقایق پایانی میتینگ بود که مسعود رجوی به جای «انقلاب اسلامی»، روی «انقلاب دموکراتیک» تأکید کرد
یک نفر سؤال کرد
«انقلاب دموکراتیک یعنی چه؟»
رجوی گفت: «یعنی انقلابی با شرکت مردم؛ همه قشرهای خلق!
زمانی که مسعود گفت ما در آغاز راهی هستیم بس دور و دراز، شاید تصور آن را نداشتیم که چهار دهه باید مردم ایران تحت سرکوب و ستمی باشند که قرون وسطی بیاد می آورد. در تمامی این دوران جنگی نابرابر از یکسو مردم و مقاومت بر حق شان واز سوی دیگر رژیم جریان داشته است. اینکه چرا مقاومت سرزنده و پویا مانده است نه اتفاقی است و نه تصادفی. این هم نه شعر است و نه شعار! یک پدیده را باید از ضد آن شناخت. اگر به درستی مسعود رجوی صفت ضد بشر را برای رژیم استفاده می کند، بنا براین باید در مقابل این دژخیم ارتجاعی حامل و بیانگر زیباترین احساسات انسانی بود. می دانیم که رژیم ولایت فقیه برای نابودی مجاهدین لحظه ای درنگ ندارد. تجربه این سالیان نشان داده است که از هر وسیله ای، هر وسیله ای برای از بین بردن آنان استفاده می کند. دریغ آنکه جریان هائی در رکابش سرباز ولی فقیه شده اند و همسو با آنان برای سیاه سازی مجاهدین بی وقفه فعالیت می کنند. بنگاه خبرپراکنی بی بی سی که شاملو آن را به حق بزرگترین حرمزاده سانسور خواند و زایده های مطبوعاتی دیگر و گاه به نام جریانهای سیاسی از این دست هستند. برای اینکه به تبلیغات زشت و ضد اخلاق کاری خود رنگ و لعابی بزنند، افراد خود باخته ای را که در دورانی در صفوف مجاهدین بودند به خدمت می گیرند. در طول تاریخ کسانی بودند که خود را به دشمن فروختند و به مردم پشت کردند. در هیچ فرهنگ و ملیتی و در هیچ کجای تاریخ سراغ نداریم که کسی حق را به آنان بدهد. این خودفروختگان با دروغ بافی می خواهند بگویند که اگر ما جدا شدیم تقصیر مجاهدین است که حقوق ما را زیر پا گذاشته اند، گوئی که مبارزه با ولی فقیه مهمانی خانه خاله بوده است. ولی فقیه تمامی پرده ها را کنار می زند و یکی از بالاترین کادرهای اطلاعاتی خود را در لباس دیپلمات برای انجام عملیات تروریستی به پاریس می فرستد. فردی که هنوز در زندان آلمان به سر می برد. بالاترین افراد اطلاعاتی خود را قربانی می کند تا مشروعیت مبارزه سازمان مجاهدین را زیر سئوال ببرد.
مجاهدین و مقاومت ایران مشروعیت خود را از مبارزه برای خواست مردم می گیرند. در طول این سالها حتی یک قدم از به ثمر رسیدن خواست مردم فروگذار نکردند. نه اپوزیسیونهای یک روزه و ولی فقیه ساخته آنان را می ترساند و نه تمامی زد وبندهای تا به حال صورت گرفته و احتمالا بازی هائی که در آینده رو می شود.
حالا به دور آخر مبارزه برای سرنگونی رسیدیم. به روزهائی رسیدیم که حرف مسعود به زیباترین شکل خود را نشان می دهد که همان انقلاب دمکراتیک هست با شرکت مردم، همه قشرهای خلق!
