torsdag 5 september 2024

 انتخابات رژیم کور می کند، شفا نمی‌دهد



سرکوب وحشیانه تظاهرات آبانماه نشانگر ضعف مفرط رژیم است که باید برای بقای خود دست به هرکاری بزند.

این حرفهای فائزه رفسنجانی در مصاحبه ای با خبرنگار رادیو سوئد یکماه بعد از تظاهرات آبانماه است. او در همین مصاحبه می گوید که انتخابات آتی مجلس(رژیم) را تحریم خواهد کرد. در بخشی از مصاحبه می گوید مردم از روحانی رو برگردانده اند و می دانند که او ناتوان از تغییرات و حل مشکلات به سود مردم است. در این مصاحبه بارها خبرنگار از او سئوال می کند با توجه به این همه مشکلات برشمرده، آیا رژیم ماندنی است؟ او از پاسخ دادن می گریزد و در انتها می گوید که با سقوط رژیم موافق نیست. لازم به یادآوری است که این حرفها قبل از مرگ قاسم سلیمانی و حمله موشکی رژیم به هواپیما اواکراینی است. این یادآوری مختصری بود که دورانی که رژیم در آن به سر می برد را بیشتر مورد توجه قرار دهیم.
قبل از اینکه به نکاتی در باره انتخابات رژیم اشاره کنم لازم به یادآوری است که هر انتخاباتی اعم از ریاست جمهوری، مجلس خبرگان و مجلس رژیم هیچ مشروعیتی ندارد. چه که بر اساس ماده پنج قانون ولی فقیه حضور مردم در انتخابات محلی از اعراب ندارد. "در زمان غیبت حضرت ولی عصر «عجل الله تعالی فرجه» در جمهوری اسلامی ایران ولایت امر و امامت امت برعهده فقیه عادل و باتقوا، آگاه به زمان، شجاع، مدیر و مدبر است که طبق اصل یک صد و هفتم عهده دار آن می گردد." این ولی الامر مسلمین در تفسیر قانون اساسی این چنین تعریف شده که کسی است که فرمان می دهد و دیگران اجرا می کنند و یا کار مسلمانان در دست اوست. حالا این رهبر با همه این تفاسیر عاجز است و با هر لطایف الحیلی می خواهد مردم را برای نمایش به پای صندوق بکشاند. در یک کلام یک نفر، با حمایت همین قانون که بعضی مخالف نمایان آرزوی برگشت به آن را داشتند، بیش از کل جمعیت ایران حق دارد.
در دوره های پیشین، انتخابات ویترینی زشت از به اصطلاح مردمی بودن آن بود. خبرنگاران خارجی به راحتی ویزای ورود می گرفتند و گزارشهای شرکت گسترده مردم از سوی این خبرنگاران رسانه های بین المللی را پر می کرد. البته واضح بود که از ترس اینکه ویزای ورود را از دست بدهند گزارشات خود مطبوع طبع آخوندها می کردند و با چاشنی صادق زیبا کلام به عنوان مخالف آن را به خورد مردم می دادند. حجاب اجباری در این روزها خیلی هم اجباری نبود و زنانی اجیر شده زحمت نشان دادن این آزادی را به دوش می کشیدند و هنربه مزدانی نیز انگشتهای جوهری خود را نشان می دانند و عکسهای خود را در صفحات مجازی می گذاشتند. تعداد شرکت کننده در انتخابات مصرف خارجی داشت. بعد از انتخابات هم وزرای امور خارجه رژیم تعداد شرکت کننده ها را به دهها برابر اضافه کرده بودند خرج محبوبیت خود می کردند و به گفته ای خود را وجیه‌المله نشان می دادند. اما در داخل کشور با دلیل بسیار زشت و مسخره انتخاب بین بد و بدتر خود را از پاسخگوئی به مشکلات مردم بری می دانستند. اما آن سبو بشکست و‌‌ آن پیمانه ریخت. در دوسال گذشته سلسله قیامها و حضور گسترده مردم در خیابانها دوران جدیدی را بشارت می دهد. روحانی با ذلالت هر چه تمامتر به مردم می گوید بیائید آشتی کنید و در انتخابات شرکت کنید. خود شیخ کلاش خوب می داند که مردم از آنان روی برگردانده اند و با این حرفهای بی محتوی نمی توان آنان را به صحنه آورد. از قبل معلوم است که رژیم با میدان آوردن مزدوران خود سعی دارد نمایش را کمی هیجان انگیز تر نشان دهد.
حال در دورانی هستیم که خود برگزاری انتخابات برای رژیم معضل بزرگی است. سران حکومت شعارهای مردم را خوب شنیده اند و نیک می دانند که روزهایشان شمردنی است. مهمترین بحث سرنگونی و مبارزه برای رسیدن به خواست موجه مردم است. در تمامی صحنه ها رژیم در استیصال مطلق به سر می برد. رسوائی های بزرگ تروریستی در گوشه و کنار جهان بیشتر طینت ضد بشری رژیم را آشکار می کند. ایادی رژیم در خارج از کشور به بهانه صلح و ضدیت با آمریکا از به صحنه آوردن مردم کشورهای مختلف اروپائی و آمریکا عاجز هستند. در یکی از این نمایش ها حزب به اصطلاح چپ ایران در کنار اعضا نایاک صحنه گردان برنامه بودند که تعداد شرکت کنندگان به زحمت به صد نفر می رسید.
مهمترین نکته ای که شایان توجه است این است که با تمامی موارد گفته شده رژیم به خودی خود سرنگون نمی شود و باید آن را سرنگون کرد تا بتوان از آزادی و دمکراسی حرف زد. در این مسیر اگر فردی و یا جریانی بخواهد نقش مهم مجاهدین را برای سمت و سو دادن مبارزه انکار کند به بیراهه رفته است. بعد از گذراندن مسیری پر نشیب و فراز به این روزهای تعیین کننده رسیده ایم. مریم رجوی در سخنان خود به مناسبت روز سی دی روز آزاد شدن آخرین گروه از زندانیان سیاسی و در رأس آنان مسعود رجوی از زندانهای رژیم شاه، گفت:
 آیا می‌خواهیم بگوییم که حقانیت این استراتژی ثابت شد؟ خوب این‌که روشن است. ولی چیزی هست که اهمیت‌ آن بسیار بالاتر و فراتر از این است. یعنی گوهر مبارزاتی و رزمندگی این حرکت. این همان چیزی است که اهمیت فوق‌العاده دارد. زیرا اختلاف ما با دیگران، در عمق و ریشه‌ بر سر نوع استراتژی سرنگونی نیست.
اختلاف بر سر روش مبارزه کردن نیست؛ بلکه بر سر خود مبارزه است. اختلاف بر سر جنگ و نه‌جنگ است. بر سر مقاومت یا تسلیم است.
یعنی آیا به‌خاطر شرایط سخت و بغرنج و به‌خاطر یک فهرست طولانی از موانع واقعی، باید مقاومت را تا اطلاع ثانوی کنار گذاشت؟ باید دست روی دست گذاشت؟ یا آن که باید در این میدان هر چه جانانه‌تر و هرچه عاشقانه‌تر جنگید و راه سرنگونی را هموار کرد؟
آنچه مسعود در باب استراتژی قیام و سرنگونی گفته و می‌گوید، در کنه خود فراخوانی است برای برخاستن و برای جنگیدن. وقتی که همه امکان‌ها و چشم‌اندازها را به‌طور کامل و همه‌جانبه بررسی کنیم می‌بینیم که خود این استراتژی ارتش آزادی‌بخش، انتخابی بین انتخاب‌های متعدد نیست. یعنی این طور نیست که جلوی مجاهدین انواع راه‌ها را گذاشته باشند و مجاهدین از بین همه آن‌ها به‌خاطر سلیقه، یا عقیده یا توانایی‌ها و محدودیت‌هایشان این یکی را برداشته باشند. مثلا از بین مبارزه پارلمانی، سندیکایی، مبارزه مسالمت‌آمیز و استراتژی ارتش آزادی، آن‌ها به این آخری علاقه نشان داشته باشند. خیر در دنیای واقعی چنین چیزی وجود ندارد.
با توجه به این سخنان راهگشا همه نیروی خود را برای به ثمر رسیدن این مهم به کار گیریم. مردم ایران مصمم هستند که با اتکا به نیروی خود رژیم را سرنگون کنند. نه منتظر معجزه ای از بیرون هستند و نه منتظر کودتائی از دورن! این سنت تکامل است.

 

 

شیادی یا خرافه




آخوندی به نام تبریزیان کتاب دانش پزشکی را در مراسمی به آتش می‌کشد و فیلم این واقعه به‌سرعت در فضای مجازی می‌چرخد.

بعضی او را به سخره می‌گیرند و از کارهایش و حرفهایش طنز می‌سازند که البته پر بیراه نرفته‌اند. این آخوند که خود را مثل رهبرش ام القرای علم می‌داند، برای رساندن پیام ارتجاعی خود نه از سنگ قلاب استفاده می‌کند و نه از کبوتر نامه بر! بلکه علم و تکنولوژی جدید را به خدمت می‌گیرد و از این راه تصویری دروغی از فرهنگ مردم ایران را به نمایش می‌گذارد. به‌نوشته کانال پزشکی دکتران ایران او از طریق اینترنت متاع بنجل دروغ و ریای خود را به فروش می‌گذارد و از این طریق میلیونها تومان به‌دست آورده است. این شیاد تک نمونه نیست و رژیم ساعتها برنامه‌های رادیو و تلویزیونی خود را با این شیادان پر می‌کند. آخوندی که ادعا می‌کرد با خوردن روزانه یک نخود (مقیاس قدیم برای سنجش تریاک) تربت امام حسین تمامی انواع سرطان را درمان می‌کند و این را یک دکتر متخصص قلب نیز تأیید کرده است. حتماً خودش خوب می‌داند که در جهان علم متخصص پرتقال در مورد نارنگی نمی‌تواند اظهار نظر کند و این‌که یک متخصص قلب از درمان سرطان سخن گوید و خزعبلات او را مورد تأیید قرار دهد بسیار نادر است.

باید اضافه کرد که این شیادیها چقدر برای مردم گران تمام می‌شود و مثلا وزارت بهداشت که باید ضامن سلامت مردم باشد، هیچ کنترلی بر این اوضاع ندارد و این گروه بدون هیچ کنترلی به اعمال ضدانسانی و غیرعلمی خود ادامه می‌دهند. چگونه است که وبلاگری مثل ستار بهشتی زیر شکنجه جان می‌دهد و یا امیر میرصیافی پس از هشت سال در زندان به طرز مشکوکی جان می‌بازد، از دست مأموران امنیتی رنگارنگ در امان نمی‌مانند، ولی به شیادان نه تنها فرصت داده می‌شود بلکه برای آنها تبلیغ هم می‌شود.

اما در ایران آخوند زده هر لحظه از شیادیهای جدید می‌توان پرده‌برداری کرد. در این مورد می‌توان زیاد نوشت و گفت و حتی طنز ساخت. اما به‌نظر من این ترفندی است که آخوندها به کار می‌گیرند تا همان‌طور که در بالا توضیح داده شد، مردم ایران را خرافی، ضد علم و مرتجع نشان دهند. و اتفاق می‌افتد که ما به جای این‌که بیشتر به افشاگری در مورد طینت ضدبشری رژیم بپردازیم، مردم را مورد سؤال قرار می‌دهیم. رژیم در کنار سرکوب روزافزون به انواع و اقسام لطایف الحیل می‌خواهد بر سر کار باقی بماند. نکته این است که رژیمی که یک رویش آخوند تبریزیان است با روی دیگرش دست به مظلوم‌نمایی می‌زند و در این میان بیشترین سعی خود را می‌کند که مبارزه مردم و مقاومت آنان را و در رأس آن مجاهدین را خدشه‌دار کند.

اما فقط این آخوندهای مرتجع نیستند که از قبل رژیم نان می‌خورند بلکه افرادی درس خوانده با مدارک بالای دانشگاهی هستند که برخی حتی در دانشگاهها تدریس می‌کنند و یا در مشهورترین رسانه‌های جهان اعم از رادیو، تلویزیون، روزنامه و مجله کار می‌کنند و با وقاحت و پررویی از چنین رژیمی دفاع می‌کنند. هیچ‌کدام از اینان هیچوقت از شیادی آخوندهای دزد برنامه نمی‌سازند و در مقابل در کنار رژیم خاک به چشم مردم می‌پاشند. بدون هیچ شک و تردیدی ضربه‌ای که افرادی این چنینی به مردم می‌زنند اگر بیشتر از شیادی آخوندهای «عالم» نباشد کمتر نیست. فرناز فصیحی از این قماش است. او در مقاله بسیار مفصلی گزارشی از سه یا چهار روز بعد از این‌که رژیم هواپیمای اواکراینی را با چند موشک سرنگون کرد، می‌دهد. خطوط اول این گزارش با شیادی از جنس تبریزیان از کشته شدن قاسم سلیمانی در حمله نظامی آمریکا به خودرو او شروع می‌شود. با جملاتی به‌نقل از روحانی که وقتی از ماجرای هواپیما با خبر شد، گفت تحقیق کنید وگرنه من استعفا می‌دهم، ادامه می‌دهد. این در حالی است که پاسدار حاجی‌زاده فرمانده نیروی هوایی گفته بود که از همان لحظات اول سقوط همه خبر داشتند و درخواست کرده بود که آسمان تهران پروازممنوع شود. این گزارش که با عکسی از تابوت قاسم سلیمانی و عزاداری رژیم برای او شروع شده، سعی بر آن دارد که همان کاه کهنه اصلاح‌طلبی روحانی را باد دهد و همزمان به این سناریوی بی‌مصرف ترس رژیم از حمله هوایی آمریکا به ایران رنگ ببخشد.

من نه کارشناس نظامی هستم و نه از علوم جنگی با اطلاع، ولی این‌که او می‌نویسد که به رژیم خبر داده شده بود که هواپیماهای نظامی آمریکا از قرارگاهی در امارات متحده عربی به طرف ایران در حال پرواز هستند، بسیار مضحک به‌نظر می‌رسد. یعنی این‌که رادارهای فرودگاه و برج مراقبت نه چیزی را دیده‌اند و نه توانسته‌اند به فرودگاه خبر دهند. و این در حالی است که به استناد به همین گزارش نیروهای رژیم در آماده‌باش جنگی صددرصد هستند. در این صورت چه جوابی برای حمله به هواپیما وجود دارد، جزو مجهولاتی است که ولی‌فقیه و رئیس جمهورش خبر دارند. اما چند سطر پایین تر فرناز فصیحی تئوری آغازین خود را فراموش می‌کند و می‌نویسد، مقامات تمامی جوانب ماجرا از جمله "امکان حمله" هوایی از جانب آمریکا و یا اسراییل مورد بررسی قرار دادند و در نهایت به این نتیجه رسیدند که اشتباه انسانی بوده است و دچار نسیان مزمن، که از علت دستگیری چند نفر در ارتباط با سرنگون شدن هواپیما چیزی نمی‌نویسد. او کماکان سعی بر آن دارد که از روحانی قربانی بسازد و ادعا می‌کند که در روز پنجشنبه بعد از سقوط هواپیما روحانی چندین بار به فرماندهان نظامی زنگ‌زده است و جوابی نگرفته است.

این گزارش مغشوش و در هم ریخته به‌دنبال آن است که رژیم را از جوابگویی در ببرد. او با عبارت اشتباه دردناک و فاحش انسانی سعی بر آن دارد که ذهن خواننده را به جای تمرکز بر عدم پاسخگویی مقامات رژیم و طفره رفتن از باز پس دادن جعبه سیاه، آمریکا را نشانه گیرد. در این میانه طبق معمول بخش فارسی بی‌بی سی هم به مدد فرناز فصیحی می‌آید و ضمن اشاره به این مقاله در خبری به‌عنوان روزنامه نیویورک‌تایمز در گزارشی به شرح وقایع سه روز بعد از سرنگون شدن هواپیمای مسافربری اوکراین با موشکهای سپاه پاسداران پرداخته است. این روزنامه نوشته حسن روحانی پس از اطلاع از علت واقعه، سپاه را برای اعتراف زیر فشار می‌گذارد، می‌نویسد: در این گزارش آمده که سپاه، واقعیت را درباره علت سرنگونی هواپیما می‌دانست اما آن را حتی از رئیس‌جمهوری ایران پنهان نگه داشته بود. روزنامه نیویورک تایمز می‌گوید این اطلاعات را با مصاحبه با دیپلمات‌های ایرانی، مقامات فعلی وسابق دولت، اعضای علی‌رتبه سپاه و افراد نزدیک به بیت رهبری به دست آورده است. بنابراین گزارش، وقتی که سرانجام به حسن روحانی اطلاع داده شد، او از سپاه خواست حقیقت را اعلام کند وگرنه استعفا خواهد کرد. گفته می‌شود در این جلسه نماینده‌‌ای از سوی رهبر ایران نیز حضور داشته است.

این بزرگنمایی و ادعای این‌که نویسنده مقاله با افرادی نزدیک به رژیم مصاحبه کرده است، به اندازه ارزنی به دقیق بودن مصاحبه نمی افزاید. گزارش فرناز فصیحی تکرار مکرارتی که بارها از سوی پاسدارانی چون محسن رضایی و عباس عبدی گفته شده است. بیشتر به نسخه پیچی علفی آخوند تبریزیان می‌ماند تا گزارشی مستند. و هنوز از استعفای روحانی خبری نیست و به جای آن مردم را به آشتی فرا می خواند تا در نمایش انتخابات شرکت کنند.
فرناز فصیحی و ترتیا پارسی و فریبا هشترودی و همگنانی این چنینی از جنس همین آخوند تبریزیان هستند که در خیال آن هستند که شاید با ایجاد توهم بتوان از عبای مندرس خامنه‌ای کلاهی ساخت. زهی خیال باطل! مردم ایران به‌خوبی دشمن خود را می شناسند و می‌دانند که کسانی که از آزادی و دمکراسی در غرب استفاده کرده و با سیاه بازی در پی آن هستند که از افعی کبوتر بسازند، جایگاهی در میان مردم ندارند.



فرآیند انتخابات



 


انتخابات رژیم با افتضاحی بی نظیر پایان یافت!

شاید در مورد انتخابات و نتیجه آن نوشتن در زمانی که مردم در میهن اشغال شده با هیولائ ویروس کرونا دست به گریبان هستند سخت باشد. اما با اختلاف فراوان در ماهیت، فرآیند این دو مسئله از هم دو جدا نیستند.
تحریم انتخابات از سوی مردم بسیار گسترده بود و رژیم با تمامی عدد سازی ها و تقلب ها، رأی خریدن ها نتوانست به این رویداد اقرار نکند. خامنه ای ناگزیر از شکست می گوید: شما نمی دانید که علیه شرکت مردم در انتخابات چه حجمی کار شد. ما هم باید متقابلا به آنها "حمله" کنیم. او اضافه می کند: شما می‌دانید که علیه شرکت مردم در انتخابات چه حجمی کار شد در فضای مجازی در دستگاه های گوناگون از هر عاملی که توانستند استفاده کردند نه حالا در این چند روز اخیر از یک ماه پیش از ۲ ماه پیش این که انتخابات نیست اینکه انتخاب واقعی نیست. اینکه شورای نگهبان چنین کرده و از این قبیل حرفها هرچه نزدیکتر شدیم. این حجم بیشتر شد حالا آخری هم که یک بهانه‌ای پیدا کردند که این بیماری این هم که شد یک بهانه خوب شب پنجشنبه که جمعه اش انتخابات بود. خبر این بروز این ویروس و این بیماری مثلا در فلان شهر در قم مثلا داده شد. شب پنجشنبه سحر پنجشنبه شروع کرد به تبلیغات کردن که مردم مبادا بروید تو صف انتخابات بایستید. تو صف انتخابات بایستید آنجا چنین است چنان است بیماری هست مرض هست ویروس هست ببینید یعنی از کمترین فرصتی استفاده کردند نگذاشتند حتی چند ساعت هدر برود. خامنه ای به خوبی از شیوع ویروس کرونا در آن زمان با خبر بود. با توجه به تعداد کسانی که به علت کرونا در گذشته اند و دوره نهفتگی بیماری که بین ۲۷ـ ۱۴ روز است، خامنه ای حتما می دانست که بیماری به سرعت در حال رشد است. به این معنی که کسانی که فوت آنان در این روزها اعلام شده در حدود یک ماه قبل از آن دچار این ویروس شده اند و انتخابات در روز دوم اسفند ماه بوده است. این نشان می دهد که رژیم تمام سعی و تلاش خود را کرده است که تا آنجا که امکان دارد از خبر نشر بیماری جلوگیری کند. خامنه ای در بخش دیگری می گوید: هزاران نفر را می‌گذارند برای پیگیری مسائل ایران و مسائل گوناگون ایران ما بایستی میلیونها نفر آماده باشیم برای اینکه هم دفاع کنیم هم ضربه بزنیم ما هم باید متقابلاً به آن‌ها حمله کنیم چه تبلیغاتی و چه انواع و اقسام کار هایی که از دست یک ملت انقلابی برمی‌آید!!! خامنه ای در کمال آگاهی از کلمه "حمله" استفاده می کند و طبق معمول تمامی راههای را باز می گذارد. که نیک می دانیم او بارها دستور آتش به اختیار را صادر کرده است. فارغ از وضعیت فوق العاده ای که ویروس کرونا در ایران ایجاد کرد، بار دیگر ناتوانی تمامی دستگاههای رژیم از جمله ستاد امنیت ملی، ستاد حل بحران، وزارت بهداشت و هر گونه نهاد دیگری که باید در خدمت سلامت و امنیت مردم باشد را آشکار کرد. روحانی در آخرین پیامش خبر داد که همه چیز آرام است و تحت کنترل! روحانی شاید در آن تصور است که ضمن اعلام آرامش، اقتصاد در هم شکسته خود و رژیم را نجات خواهد داد. این در حالیکه که می دانیم شیوع کرونا ضایعات بسیاری برای اقتصاد جهانی و بازار بورس جهانی و خود چین داشته است.
در جواب روحانی مبنی بر آرام بودن اوضاع، شورای های صنفی دانشگاههای ایران، در اعلامیه ای خواستار تعطیلی اسرع وقت دانشگاهها و تغییر تقویم آموزشی شده اند و در ضمن از دانشجویان خواستنه اند که با صلاحدید خود تا پایان تعطیلات نوروزی از رفتن به دانشگاههای خود خودداری کنند. و سطح بین المللی کشور ایران را در شمار کشورهائی با ریسک بالا برای شیوع گسترده کرونا قرار داده اند و کشور سوئد به علت حجم بالای رفت و آمد مسافران بین ایران و سوئد آمادگی کشور را برای مقابله با شیوع احتمالی در بالاترین درجه اعلام کرد. یکی از متخصصان ویروس شناسی در یک مصاحبه رادیوئی گفت به علت سانسور زیادی که در ایران وجود دارد ما از عمق مسئله خبر نداریم و در عین حال باید حداکثر آمادگی را داشته باشیم. در این شرایط اگر سازمان بهداشت جهانی وارد ایران نشود باید متاسفانه شاهد شرایط سخت تری برای مردم باشیم.
گزارشات خبرنگاران خارجی که برای انعکاس دادن خبر انتخابات به ایران رفته بودند همگی حاکی از عدم شرکت مردم در انتخابات بود. به جرأت می توان گفت گزارشی نبود که در تأئید رژیم و یا انتخابات باشد. این که رژیم خودش اعلام می کند تعداد شرکت کنندگان ۴۲% بوده است یعنی عدم مشروعیت نتایج انتخابات. از طرف خبرنگاران وابسته به رژیم و یا بهتر است بگوئیم لابی رژیم در مطبوعات شناخته شده جهان، سکوتی چشمگیر دیده می شود. نه نتایج انتخابات را می توانند به گردن ترامپ بیندازند و نه ادعا کنند که روحانی از گسترش ویروس کرونا بی خبر بوده است. در مقابل در رسانه های بین المللی رادیو و تلویزیون و روزنامه ها شاهد فعالیت گسترده هواداران مقاومت و اعضای شورا ملی مقاومت و مجاهدین بودیم که در مقالات و مصاحبه های خود خط تحریم انتخابات را به پیش می بردند. در داخل کشور هم کانون های شورشی سنگ تمام گذاشتند و با فعالیت های شبانه روزی خود مردم را تشویق به عدم شرکت در انتخابات کردند. در یک کلام نتایج انتخابات رای به سرنگونی نظام ضد بشری ولایت فقیه است. گل کلام در پیام شماره بیست مسعود رجوی در تحریم انتخابات نشان داده می شود،
 که گفت:
روح شهیـدان قیام آبان شـاد
تهنیت به خلق قهرمان و کانون‌های شورش و انقلاب
تحریم بزرگ نمایش انتخابات آخوندی
رأی مردم ایران قهر و سرنگونی است
در این رژیم جایی برای انتخاب نیست
جواب در انقلاب و ارتش آزادیبخش ملی است
سپاه پاسداران ولایت باید در هم کوبیده شود
آمران و عاملان جنایت علیه مردم و فرزندان رشید ایران باید در برابر عدالت قرار بگیرند و کیفر ببینند.
در این روزها مردم ما با سیل، زلزله و ویروس کرونا در حال نبرد هستند. در تمامی این حوادث شوم و ناخواسته نقش فاکتور انسانی و نبود مدیریت بیش از پیش چشمگیر است. در کنار مبارزه با این دردها مبارزه بزرگتر مردم ایران با رژیم ضد انسانی بدون توقف و یا سکون ادامه دارد و خواهد داشت، تا روز رهائی مردم

بعد از کرونا




سرعت پخش و گستردگی بیماری کرونا در ایران را نه می توان عدم مدیریت و یا نالایقی حاکمان دانست بلکه شیوه برخورد ولی فقیه و دستگاه حکومتی اش با مردم به قتل نفس می ماند.

لاپوشانی، دروغگوئی راهکاری بود که روز به روز فاصله مردم را از حکومت بیشتر می کرد. در بسیاری از موارد مودیان قدرت امتحان خود را پس داده اند. نگاهی گذرا به نتایج بلایای طبیعی مثل سیل و زلزله به ما یادآوری می کند که مردم خودشان در این روزهای سخت برای کمک به هموطنان خود وارد میدان شدند. در بسیاری از موارد کمک رسانان، دستگیر و زندانی شده اند. مردم ما در کورانهای سخت در کنار هم بوده اند و یاری رسان همدیگر! اما اکنون در شرایط سخت تری هستیم. باید توجه داشت که مردم به علت بی برنامگی کامل دولت، از نظر روحی نیز صدمه های جدی می بینند. هنوز اطلاعات مشخصی در کل جهان وجود ندارد که به قطع و یقیین بگوید که نقطه اوج این ویروس، در چه زمانی رخ می دهد. تمامی کشورهای درگیر خود را برای سناریوی سیاه آماده می کنند، که حتما خوانندگان این مطلب در جریان هستند. در اینجا سعی می کنم تصویری از آنچه بعد از پایان گرفتن دوره کرونا احتمال رخ دادن است بدهم.
اخبار به دست آمده نشان از آن دارد که مقامات دولتی از روز ۱۲ بهمن می دانستند که ویروس کرونا در قم وجود دارد. اینکه چرا از آغاز با کوچک نمائی و خرد گرفتن مسئله و پخش دروغ و اکاذیب دست به چنین کاری زدند شاید در بهترین و خوش بینانه ترین حالت به علت عدم درک و دانش کافی از جدی بودن قضیه داشته اند، که متأسفانه این چنین نبود، چرا که خامنه ای با وقاحت تمام گفت با پخش شایعه کرونا می خواستند جلو شرکت مردم در انتخابات را بگیرند. در مثل مناقشه نیست و شاید برای تفهیم موضوع کمکی باشد. بیماری ایدز نیز بیماری است ویروسی که اطلاعات ضد و نقیضی در مورد نقطه اصلی شروع، انتقال و شیوع بیماری در جریان بود. تصور اینکه این بیماری از آفریقا آمده و فقط سیاهپوستان دچارش می شوند در سطوح بالای دستگاههای اداری آمریکا وجود داشت. دولت ریگان هیچ هزینه ای را برای مقابله با بیماری و تحقیقات در مورد بیماری در نظر نگرفت تا اینکه متوجه شدند تعداد زیادی از مردان سفید پوست، مشهور و میانسال دچار این بیماری شده اند؛ که باعث سرازیر شدن کمک مالی برای تحقیقات به دانشگاهها و مراکز علمی آمریکا شد. ویروس ایدز از یک بیماری مرگ زا به بیماری قابل کنترل رسید. اینکه اعلام دچار شدن به کرونا از طرف افراد شناخته شده در روزهای علنی شدن بیماری (پس از شکست انتخابات) تبلیغات بود یا نه را مطمئن نیستم، اما خبر مرگ و میرافراد شناخته شده و حضور خامنه ای برای کاشت یک درخت با دستکش نشان می دهد که دستگاه دولتی با رویکردی دیگر باید با مسئله برخورد کند. در همین راستا باید سئوالات و چراهای زیادی را در مورد قرنطیه نکردن، ماسک، کیت آمازیش، لوازم محافظتی و مواد ضدعفونی، نبود امکانات پزشکی، وضیعت نابسامان کادر پزشکی وووو را پاسخگو باشد. که نیک می دانیم پاسخگوئی از اینان بعید است. کل دستگاه حکومتی کارخانه بزرگی از تولید دروغ ساخته که سعی بر آن دارند هر روز مدل جدیدتری را وارد بازار کنند، غافل از اینکه این مطاع خریداری ندارد. در مقابل مردم بیش از پیش با نبود عدالت اجتماعی و تبعیض گسترده روبرو شدند و دولت نه تنها نماینده ملت، بلکه در تضاد با خواسته های اولیه مردم عمل کرد. حال مردمی که در پنج ماه اخیر از شاهد حوادث وحشتناکی در جامعه بودند، کشتار آبانماه، سرنگون کردن هواپیمای اوکراینی و انکار و انکار، مردم را به بمب انفجاری تبدیل کرده است. گسترش کرونا و عدم شفافیتی که تا به امروز وجود دارد، این را نشان داد که بین مردم و ولی فقیه هیچ رابطه مساوی وجود ندارد. ولی فقیه برای حفظ حاکمیت اش حاضر به هر کاری است و مردم خواهان از بین رفتن تام و تمام نظام هستند. در این میان رسانه های داخل کشور و وابسته به حکومت بالاجبار خبرهائی نه چندان خوشایند ولی نزدیک به واقعیت را انتشار می دهند. سایت فرارو در همین رابطه به نقل از دکتر متخصص امراض عفونی مسعود مردانی می نویسد که بین ۳۰ تا ۴۰ درصد از مردم تهران تا آخر اسفند به بیماری کرونا دچار می شوند. این زنگ خطر جدی باز هم مسئولان را تکان نداد و هنوز هم آنان در حباب خود هستند. در همبن راستا مزدک دانشور پزشک متخصص و انسان شناس در مصاحبه با خبرنگار فرارو ضمن بر شمردن علل بی اعتمادی مردم نسبت به دولت و عمیق شدن فاصله طبقاتی بین مردم برای خرید لوازم ضروری از جمله ماسک و الکل و رسیدن به پزشک می گوید: دولت برای باز کردن گره کور کرونا، در ابتدا نیاز دارد تا اعتماد عمومی را به خود بازگردانده و یا حداقل با کم کردن مشکلات خارجی امید را به اقتصاد نیمه جان ایران که با همه‌گیری کرونا به وضعیت احتضار رسیده، برگرداند. به خصوص که با نابرابری و حس فقدان عدالت مردم نیز روبه روست که امکان آشوب‌های اجتماعی را بیشتر کرده است.
 دانشور اضافه می کند حتی برای رعایت کردن اصول بهداشتی جامعه و مردم نیاز به تأمین زندگی خود دارند و مقامات در مورد معیشت مردم هیچ برنامه عملی ندارند. در نتیجه خانوارهائی که به نان شب محتاج هستند به هیچ عنوان توان خرید مواد ضد عفونی کنند، دستکش وماسک از بازار آزاد ندارند.
دانشور برای گذار از این شرایط سخت و حاکمیت باید به یک آشتی ملی تن دهد. و سعی کند که گسست دولت ـ ملت را کم کند. با این همه فاصله اگر همه گیری ویروس از حدی خارج شده و مرگ و میر بسیار بالا برود، اول این که نمی توان آن را مخفی کرد و دوم امکان نا آرامی های اجتماعی بالا می رود و حتی پس از پایان همه گیری و آشکار شدن تبعات اقتصادی این همه گیری نیز باید منتظر شورش های اجتماعی باشیم.
در پایان این مصاحبه دانشور به نکته مهمی اشاره می کند و می گوید: همدیگر را فراموش نکنیم. ما کشوری تاریخی هستیم که مصیبت‌های بسیاری را تاب آورده‌ایم و هنوز زنده‌ایم! این روند تاریخی به ما نشان می‌دهد که در شرایط سخت افرادی به میدان می‌آیند که سرنوشت جمعی را از سرنوشت فردی خود مهمتر می‌دانند. ارزش‌هایی، چون یاری، فداکاری و همبستگی باید در این شرایط تقویت شود و فرودستان، حاشیه نشینان، سالمندان و زحمتکشان نباید فراموش شوند.
در این بخش دانشور اقرار می کند که از دولت و نظام کاری بر نمی آید به کمک هم بشتابیم و معضلات را هم حل کنیم. بنابراین تمامی نصیحت های آشتی ملی و کلماتی از این دست فقط در حرف است و در عمل بیش از همه ادامه شورش ها و ناآرامی ها را شاهد خواهیم بود.
با توجه به مطالب بالا به این نکته باید صحه گذاشت که مسعود رجوی از جامعه ایران و آنچه در آن می گذرد بهترین و بیشترین شناخت را دارد. مسعود در آخرین پیام خود رو به مردم ایران می گوید:
جنگ مردم ایران با کرونا بخشی از جنگ سرنوشت با خامنه‌ای و رژیم دجال و ضدبشری ولایت فقیه است
نترسید، خشم فرو خورده را به جانب رژیم نشانه بروید
امکانات بهداشتی و درمانی باید در میان مردم توزیع شود
ابتکارها و خلاقیت جوانان به‌ویژه دانشجویان راهگشا و بن‌بست شکن است.
با تمامی سختی ها و فشاری که مردم در این روزها و حتی ماههای آینده تحمل می کنند، آینده بسیار روشنی بدون ولی فقیه در انتظار ماست.


 

 بحران کرونا و کشورهای درگیر



بحران همه گیر بودن بیماری کووید ۱۹ که به ویروس کرونا نیز شهرت دارد، ادامه دارد.

سازمان بهداشت جهانی در روز ۱۲ مارس اعلام کرد که این بیماری پاندمی است به این معنی وقتی که یک بیماری واگیر در بیش از سه قاره افراد مبتلا داشته باشد به عنوان بیماری همه گیر و یا پاندمی خوانده می شود. رئیس سازمان در مصاحبه مطبوعاتی اش گفت تصمیم اعلام پاندمی تصمیم ساده ای نبود. ما تصمیم خود را بر اساس دو پارامتر سرعت و گستردگی انتقال و اینکه بعضی از سران کشورها با این مسئله با تعهد لازم برخورد نمی کنند تا بتوانند بر اوضاع کنترل داشته باشند، گرفته ایم. او ضمن اعلام آمار گفت که این بیماری محارپذیر است و هم اکنون در ۱۱۸ کشور مشاهده است. آمار مبتلایان در دو هفته اخیر به بیش از ۱۳ برابر رسیده است و تعداد کشورهائی که در گیر هستند سه برابر شده است.
با توجه به این اهمیت مسئله در این مطلب کوتاه سعی خواهد شد که با یادآوری کوتاهی از بیماریهای واگیر که در طول تاریخ جانهای زیادی را گرفته اند به دو نکته مهم اشاره کرد. اول ناتوانی و یا محدودیت بشر از شناخت و کنترل تمامی پدیده هائی که در  جهان اتفاق می افتد. دوم وظیفه حکومت ها در زمان های بحران
در طول تاریخ بیماریهای واگیر که عمدتا از پرندگان و یا حیوانات موذی به انسان انتقال پیدا کرده اند که در آغاز ناشناخته بودند کم نیستند. شیوع این بیماریها در تاریخ کشورها و شهرها به عنوان نقطه مشخصی شناخته می شود. سال وبا، سال طاعون، سال حصبه، عباراتی آشنا هستند. در اروپا در قرن سیزدهم میلادی طاعون جان یک تا دوسوم مردم را گرفت. مهاجرت و ترک زندگی علاج نبود. کلیسا هم که علم کافی نداشت بیماری را به گردن شیطان می انداخت و با سوزاند یهودیان و کولی ها تصور این را داشت که این بلا را می توان از مردم دور کرد. در ایران هم بارها مرض طاعون شیوع پیدا کرده است و برای نمونه در دوران صفویه نیز چون کلیسای کاتولیک بروز این بیماری را مجازات خداوند می دانستند و برای رفع بیماری توصیه ها به جادو و جنبل می کردند و برای علاج بیماری خواندن دعاهائی را به پیامبر و امامان نسبت می دادند و خواندن آنها را واجب می دانستند.
در دوران ناصرالدین شاه وبا در ایران شیوع پیدا می کند و گفته می شود که هنگام شیوع وبا در شیراز حاکم شیراز حسینعلی میرزا فرمانفرما بدون اینکه دستوری برای حمایت و کمک به مردم بدهد از شهر فرار کرد. تنها کسی که تاریخ از دوران وبا از او به نیکی یاد می کند، امیر کبیر است که دستور ضد عفونی کردن مکانهای عمومی را صادر کرده بود.
شیوع حصبه در سال ۱۹۱۸ تا ۱۹۲۱ در ایران یکی از مهمترین وقایع آغاز حکومت پهلوی دوم است. مورخین بر سر تعداد کشته شدگان توافق ندارند و گفته می شود که نیمی از جمعیت ایران جان خود را از دست دادند. گروهی بر این نظرند که عدم شفافیت تاریخی در مورد کشتار انفوآنزای اسپانیائی در ایران به علت این است که مسئولیت شاه را در این قحطی و کشتار بزرگ نادیده بگیرند. اما گفته می شود که در خیابانها جنازه ها آنچنان زیاد بودند که کسی برای جمع کردن آنان نمی آمد. فقر و گرسنگی ایران را محاصره کرده بود. نقش شاه در ایران در این روزهای سخت آنچنان بیرنگ است که به سختی می توان نشانه ای از کارها و تصمیم های او را در مورد قحطی و بیماری در کتابها و نوشته های تاریخی پیدا کرد.
بعد از جنگ جهانی دوم، آمریکا به سرعت به قطب علم و ترقی جهان تبدیل شد. دلائل زیادی را می توان ارائه داد از جمله اینکه آمریکا به شکل جغرافیائی در گیر جنگ نبود و دوم اینکه بسیاری از دانشمندان و متفکرین اروپا به علت جنگ به آمریکا رفته بودند و در آنجا توانستند که اختراعات و اکتشافات جدیدی را موجب شوند. پیشرفت علم و رفتن انسان به کره ماه، سرعت پیشرفت تکنولوژی و دنیای دیجتیال تصور این را ایجاد کرده بود که بشر توان کنترل همه چیز را دارد. و با تکیه به علم موجود خبر از دنیائی می دادند که انسان می تواند با فشار دکمه ای در خانه اش تمامی حوائج خود پاسخ گوید. گوگل و شرکت های دیگر الکترونیکی به سودهای بی حد و حصری دست یافتند. این تصور کاذب فردیت انسانها را برجسته می کرد و چرخ و فلک حول محور "من" و خواسته های "من" می چرخید و خانه ها پر از دستگاههای کنترل زندگی می شد. آخر برای برقرار بودن این چرخه مصرف بیشتر، مهمترین پارامتر است.
از سه هفته ای که از بروز شدید بیماری می گذرد شاهد وقایعی بودیم که تا ماه قبل از مخیله ها مان هم نیز نمی گذشت. به طنز باید گفت که انسان به دوران سنگی باز گشته و در خانه نشسته و جز برای صید شکار از خانه خارج نمی شود. بازار بورس میلیاردها دلار ارزش خود را از دست داده است. تفکر فردگرائی رنگ عوض می کند و حتی رعایت بهداشت فردی به مسئله جمعی تبدیل می گردد. در این شرایط رعایت نکات بهداشتی فردی بیشتر برای سلامت جمع مورد نظر قرار می گیرد. از سوی دیگر شرکت های بزرگ اقتصادی همانطور که گفته شد دچار ضرر و زیانهای زیادی شدند. این جاست که به نکته دوم و شاید مهمتر که در بالا اشاره شد می رسیم وظیفه حکومت در دوران بحران چیست؟ بحران اقتصادی که در پیش رو است با دوران بحران جنگ مقایسه می شود، حکومت های جهان برای پائین آوردن التهاب بازار بورس به صاحبان شرکت ها تعهد پرداخت وام می دهند. سرمایه داری که حکم خود و قوانین خودش را داشت در زمان بحران دست به دامن حکومت می شود که نجات پیدا کند. این التهاب بازار در زمان حکومت اوباما نیز شاهد بودیم. مسئله ای که این دوران را متمایز می کند این است که زمانی برای پائین آمدن بحران کرونا تخمین زده نمی شود و حکومت ها از سوی باید جوابگوی بحران اقتصادی باشند واز یکسوی دیگر سلامت و امنیت مردم را تأمین کنند. شاهد این هستیم که حکومت کشورهای مختلف سلامت مردم را به بهبود شرایط اقتصادی ترجیح می دهند و به عنوان مثال ایتالیا شرایط ویژه در کل کشور اعلام می کند و به جز داروخانه ها و مغازههای فروش مواد غذائی و بانکها در شرایط همه چیز تعطیل است. دانمارک، نروژ و فرانسه مدارس را تعطیل کرده اند. مهمترین مسئله این کشورها این است که چرخه انتقال بیماری را بشکنند و از سرایت و پیشرفت بیماری جلوگیری کنند.
در مورد ایران و حاکمان
در آغاز باید اشاره کنم ادعائی که رژیم در مورد بیولوژیک بودن این بیماری مطرح می کند، بسیار بی پایه است. اگر کووید ـ ۱۹ را بیولوژیک بدانیم، نمی دانم باید تقصیر حصبه و وبا و طاعون و امراضی از قبیل را باید به گردن فرعون و یا اسکندر انداخت یا نه! جدا از طنز رژیم خودش به خوبی می داند که نه از نظر علمی و نه از نظر عملی این نظر متحمل است.
در مورد وظیفه حاکمیت بیش از آنکه شاهد تعهد حاکمان نسبت به شهروندان و هموطنان خود باشیم شاهد توهین به شعور مردم از سوی ملایان هستیم. تفکرات و رویه هائی ارتجاعی که رژیم سعی در گسترش آن داشت یکی پس از دیگری رنگ باخته تر میشوند. رژیم نمی تواند با پخش اینگونه تفکرات ارتجاعی گسترش ویروس و بیماری را به گردن مردم ویا شیطان بزرگ بیندازد. چند گونه گوئی هائی که در این روزها شاهد آن بوده ایم را می توان گسترش چرخه دروغ نام نهاد. این دروغگوئی نهادینه شده در کلیت نظام را در اعلام آمار مبتلایان و جان باختگان بیماری می توان دید. تناقض آماری آنچنان زیاد است که افراد نزدیک به نظام هم صدایشان بلند شده است. بر اساس آخرین داده های دانشگاه جان هاپکینز تعداد مبتلایان به کرونا در ایران به ۱۰۰۷۵ رسیده است و تعداد فوتی ها ۴۹۲ است. در همین آمار می بینیم که ایتالیا با ۱۲۴۶۲ در دنیا بعد از چین مقام دوم را دارد، تعداد فوتی ها در ایتالیا ۸۲۷ نفر است. این کاملا واضح است که وضعیت بهداشت عمومی در ایتالیا به مراتب بهتر از ایران است. رژیم با این آمارهای خود ساخته از یک سو می خواهد نشان بدهد که بر اوضاع کنترل دارد و از سوی دیگر از بانک جهانی تقاضای وام می کند و برای مبارزه با کرونا خواستار برداشتن تحریمهاست. خامنه ای هم در آخرین اظهار نظرش در مورد بیماری آن را یک توطئه آمریکائی اعلام کرد و گفت که جنگ بیولوژیکی است که آمریکا برای از بین بردن اسلام پیش می برد. به این ترتیب خامنه ای از بانک جهانی می خواهد که هزینه جنگ رژیمش را با آمریکا بپردازد. به این ترتیب خامنه ای نه تنها در مقابل مردم تعهدی دارد بلکه با این نوع موضع گیری ها طلبکار هم می شود. این ادعاها هیچکس را نمی فریبد. کرونا و این دوران می گذرد. یکی از ضرب المثل های ایرانی بسیار بجاست که مورد استفاده قرار گیرد. زمستان میرود و سیاهی به ذغال می ماند. برای سرنگون کردن آخوندهای ایران ویران کن به نیروی همه ما نیاز است.

 

کرونا جنگ بود و نبود


روزهای آغازین بهار ۹۹ را می گذرانیم. روزهائی که کمتر کسی انتظار آن را داشت که اتفاق بیفتد و یا شاهد آن باشد.

تمامی اتفاقات و حوادث جهانی در حاشیه خبرها، قرار گرفته اند. بیماری کووید ۱۹ نه مهار شده است و نه واکسینی برای آن پیدا شده. صاحب نظران می گویند چشم انداز احتمال بدست آمدن واکسین در آینده ای نزدیک نیست و حداقل بین یکسال و نیم تا پنج سال می باشد.
آخوند تبریزیان را شاید بشناسید. هم او که کتاب دانش پزشکی را سوزاند و برای معالجه با کرونا روغن بنفشه تجویز کرد. حال این روزها هم خامنه ای و هم روحانی گوی سبقت را از او ربوده اند. واکنش سردمداران رژیم به اتقافاتی که در داخل ایران می افتد و رویکرد عملی آنان با آنچه در واقعیت روی می دهد تفاوتی از زمین تا آسمان دارد. چند مورد را یاد آوری می کنم.
ـ گروهی از طلبه های قم در نامه ای خواستار آن شدند که برای کمک به بیماران کرونایی سالمند به اروپا اعزام شوند.
ـ‌ پاسدار سلامی گفت ما نه تنها به کمک های آمریکا نیاز نداریم بلکه حاضریم برای مهار کرونا نیروهای کمکی به آمریکا اعزام کنیم.
 او اضافه می کند که تجربه درگیری در جنگ شیمیایی را در دوران جنگ تحمیلی دارد. البته جنگهای بیولوژیک از ویژگی خاصی برخوردار هستند. آنان از ابتدا تلاش کرده اند با استفاده از تجارب (دفاع مقدس)‌ زیرساخت‌های دفاع بیولوژیک را نیز گسترش دهند. این بیماری کرونا به آنان کمک کرده آنچه را آماده کرده بودند را در معرض یک آزمون عملی قرار دهند وتحت شرایط عملیات واقعی تست کنند (طبق معمول وارونگی بافی های سران رژیم کرونا هم برایشان مائده آسمانی بود)‌.

 علی کرمی، فردی که خبرگزاری تسنیم او را یک متخصص بیوتکنولوژی پزشکی معرفی کرده در یک گفتگوی تلویزیونی با تاکید بر اینکه آمریکا اجازه نمی‌‌دهد سازمان‌‌های بین‌‌المللی، آزمایشگاه‌‌های بیولوژیک آنها را بررسی کنند، مدعی شده است که: سلاح‌ نژادی می‌‌تواند در نژادهای خاص پاتوژنز و مرگ آوری بیشتری ایجاد کند؛ احتمال دستکاری ویروس کرونا وجود دارد.
کرمی با تاکید بر اینکه ژنتیک مردم ایتالیا و ایران به هم شبیه است می‌گوید: در حال حاضر ایران سومین کشور جهان از لحاظ میزان شیوع ویروس کرونا بعد از ایتالیاست و احتمال دستکاری ژنی این ویروس وجود دارد زیرا مهندسی ژنتیک این توانایی را دارد که ژن‌‌ها را دستکاری کند و فقط یک نژاد خاص را آلوده کند (این فرضیه های یکبار مصرف در دکان هیچ عطاری دیده نمی شود.).
ـ خامنه ای
ما دشمن زیاد داریم. هم دشمنان جنی و هم دشمنان انسی. اینها وجود دارند و اینها به هم کمک می کنند، سیستم های اطلاعاتی خیلی از کشورها علیه ما با هم دیگر همکاری می کنند.

ـ روحانی
اکنون دهها هزار تخت نقاهتگاهی در سراسر کشور آماده است که تقریبا از این تخت‌ها استفاده نشده و این تخت‌ها را برای شرایط بسیار بدبینانه پیش‌بینی کرده بودیم. ۱۰ هزار پرستار را آماده کرده ایم.
چهار هزار تخت بیمارستانی نیروهای مسلح را هم آماده کردیم که از این تعداد هم تاکنون استفاده نشده است. امروز تمام تخت‌های بیمارستانی کشور را آماده کردیم و از این تخت ‌ها هم حدود ۱۳هزار تخت تاکنون استفاده نشده است.
بنابراین امروز یک رقم و عدد بسیار بالایی از تخت‌های بیمارستانی و تخت‌های نقاهتگاهی در اختیار داریم که استفاده نشده است. از برنامه‌ریزی بسیار خوبی که در این کشور انجام گرفته تشکر می کنم و فکر نمی‌کنم هیچ کشوری شرایط کشور ایران را داشته باشد که در حال حاضر در سخت‌‌ترین شرایطی که همه کشورهای دنیا با آن مواجه هستند ما حدود ۲۰هزار تخت بیمارستانی خالی را در اختیار داریم.

می توان از این حرفها طنز ساخت و که باید! می توان گفت که احمق هستند و چیزهای دیگر! به گفته خودشان بیماری کرونا از نیمه بهمن در ایران شایع بوده و شاید تصور می کردند که کرونا هوای بد است که با باد برود. اما این طور نبود. وقتی دیدند که در تمامی کشورها، ارتش وارد صحنه شده و بیمارستانهای صحرائی را احداث کرده، برای اینکه از قافله عقب نمانند نه تنها اعلام کردند که سپاه بیمارستان درست کرده بلکه تعداد تختهای حتی نقاهتی از مجموع تختهائی که کشورهای سوئد، آمریکا و فرانسه اعلام کرده اند بیشتر است.
اما در خارج از ایران و به خصوص در آمریکا شاهد روی دیگری از این سکه هستیم. همان سناریوی قدیمی و خاک خورده برداشتن تحریمها است که از سوی وابستگان رژیم و باقی مانده جنازه خط مماشات برایش تبلیغ می شود. کسانی که برای این برای برداشتن تحریمها فعالیت می کنند، عمدتا همان خمیرمایه دروغگوئی سنتی رژیم را دارند. در افاضات اینان برای برداشتن تحریم ها هیچ ردی از ادعاهای روحانی مبنی بر داشتن هزاران تخت اضافه و یا سلامی که به دنیا درس و شیوه مبارزه با کرونا را می دهند نیست. افاضات خامنه ای هم در مورد جن و انس به آنان نرسیده (حتما که جن ها کوتاهی کرده اند. وگرنه بهترین سناریو برای مبارزه با ترامپ بود.) .
خانم ایهان عمر نماینده دمکرات، مسلمان در کنگره آمریکا به همراه برنی ساندرز و چند سناتور و وابستگان شناخنه شده به رژیم و پیش برد خط مماشات از هیچ چیز فرو گذار نمی کنند، هم به نسیان دچار شده اند و نمی گوید که چرا تحریمها بر خامنه ای هنگام دستور به قتل عام بیش از ۱۵۰۰ نفر از بهترین جوانان مردم ایران در ماه آبان سال گذشته هیچ تأثیری نداشت. حمله موشکی به هواپیمای مسافربری اواکراینی هم چنین. می گویند خاک مرده سرد است. برای اینان همین طور هم است. برای همین در بحث برداشتن تحریمها سخنی از تروریست بزرگ قاسم سلیمانی نیست که او را به عنوان قربانی تحریمها به خوانندگان و مخاطبان خودشان قالب کنند.
همانطور که اشاره شد می توان از این تفاوت رویکردها طنز ساخت. اما سئوال این است که مخاطبان حرفهای خامنه ای در مورد جن و انس چه کسانی هستند و مخاطبان روحانی چه کسانی؟
مخاطب خامنه ای همان نیروهای ناب حزب اللهی و ارتجاعی ترین وابستگانش هستند که به فرموده برای باز کردن درهای آرامگاههای مذهبی تظاهرات می گذارند و شعار مرگ بر رئیس جمهور سر می دهند. کسانی که در تاریک خانه های ذهنی قرون وسطائی شان زندگی می کنند و تا به امروز از قبل همین رژیم به آب و علفی رسیده و پروار شده اند. حرفهای خامنه ای بیشتر از شکاف بسیار عمیق در نیروهای خودی او حکایت دارد. آن چه که حتی نیروهای سر سپرده حزب الهی را هم نمی فریبد تفاوت گفتار تا عمل است.
 راستش هر چه سعی کردم ببینم حرفهای روحانی می تواند مخاطبی داشته باشد، پیدا نکردم. روحانی هم هنوز سعی بر آن دارد که با دروغ درمانی قبل از همه برای خودش محملی برای ادامه کار به عنوان رئیس جمهور داشته باشد.
از قول عزیزی از ایران می گویم سال ۹۸ سال پیروزی علم بر خرافات بود. حال دستگاه مماشات هر چه خاک دارد بر سر کند. حنایتان رنگی ندارد و مردم ایران از رژیم به شکل واقعی عبور کرده اند. باز هم از مسعود رجوی نقل می کنم که:‌
 
خلیفه ارتجاع با ”قرارگاه بهداشتی و درمانی“ و ”رزمایش بیولوژیک“ در جنگ سرنوشت به میدان آمده است. خرافه تولید ویروس توسط آمریکا بهانه برای سرکوب و مهار وضعیت است.
وقتی آمار قربانیان ویروس ولایت ۵ رقمی می‌شود و از ۱۰ هزار فراتر می‌رود. خامنه ای بیشتر و زودتر از هرکس آتشفشان قیام و خشم خلق را در تقدیر می‌بیند.
خون شهیدان به ویژه شهدای آبان می‌جوشد و شعله برمی‌کشد. این رزمایش زیست‌شناسی و بود و نبود رژیم است. درد شیخ همچون شاه بی‌درمان است.
رزمایش بهداشتی و درمانی بهانه است، اصل نظام نشانه و متزلزل است.
فرزندان ایران آماده کمک به هموطنان، شورش و نبرد بی‌امان را ادامه می‌دهند.

 

مردم پیروز صحنه مبارزه با کرونا


عواقب و پیامدهای بیماری کرونا جهان را در تمامی زمینه‌های اجتماعی، سیاسی، بهداشتی، اقتصادی و علمی تغییر خواهد داد.

این تغییرات چه در سطح فردی، خانوادگی و یا در سطح کشوری، بین‌المللی بسیار قابل مطالعه است. برای مطالعه دقیق و اظهارنظر علمی، مبتنی بر علوم جامعه شناسی و دیگر علوم اجتماعی باید زمانی بگذرد. این دگرگونی دیدگاهها جدیدی را وارد دنیای اقتصاد و سیاست خواهد کرد. عباراتی مثل کار در منزل و یا تحصیل از طریق اینترنت، تأثیرات خود را نشان خواهند داد. کلماتی مانند قرنطینه، فاصله اجتماعی و نظایر آن با خود رویکردهای تازه‌یی را به همراه دارند. این دوران بر روابط نزدیک خانوادگی و فردی تأثیر فراوانی خواهد گذاشت.

سرمایه‌داری جهانی فارغ از این‌که چه ایدئولوژی را یدک می‌کشید و یا این‌که برای پایان دوران ایدئولوژی تبلیغ می‌کرد، برای سودآوری بیشتر بسیاری از مرزهای اخلاقی و انسانی را زیر پا گذاشته بود. انتقال کارخانه‌های تولید به کشورهایی که مزد کارگران حداقل بود، غروری را ایجاد کرده بود که می‌توان مالک همه چیز بود و پاسخگوی هیچکس. با نگاهی زودگذر به این روزها می‌بینیم که جهان سرمایه‌داری در توهمی خطرناک زندگی می‌کرد. شاهد هستیم که هیچ‌کدام از کشورها این‌چنین روزهایی را در خواب نمی‌دیدند و تمام توجه‌شان برای ساخت اسلحه‌های پیشرفته و تکنولوژی مدرن بود. رقابت برای سود آوری بیشتر چنان بود که افرادی ثروتمندی مثل صاحبان آمازون و علی بابا و جرج سورس به قدرتمندان بلامنازعی تبدیل شده و به اهرم های تغییر سیاست بین‌المللی تبدیل شده بودند. با شیوع و گستردگی بیماری دیدیم که سیاستمداران با ظاهری قدرتمند وارد صحنه شدند و بارها اعلام کردند که چنین روزهایی را پیش‌بینی نمی‌کردند که برای تهیه ماسک و دستکش و لباسهای مخصوص پرستاران و پزشکان به هر دری بزنند. مرزهای جغرافیایی پررنگ‌تر از دوران جنگهای جهانی اول و دوم شدند. گلوبالیزمی که در حقیقت بیشتر به سرمایه‌داری بی‌مرز می‌ماند، ناتوان در گوشه‌ای ایستاده و در انتظار این است دیگری بیاید و گرهی از مشکلات حادی را که جامعه با آن دست به گریبان است را باز کند و در همین حال هنوز مالیات‌دهندگان هستند که باید برای نجات آنان برخیزند.

نکته دیگری که شایان مطالعه بیشتر است قدرت دولتها است. رهبران کشورها روزانه در کنفرانسهای مطبوعاتی شرکت می‌کنند و آخرین گزارشها را که مبتنی بر واقعیات روی زمین است را در اختیار مردم قرار می‌دهند. رهبران سعی می‌کنند با آرامش اطمینان مردم را جلب کرده و مبارزه با بیماری را یک وظیفه ملی بر شمارند و هر فرد را عضوی از جامعه هم بسته نشان دهند. مردم را به پیروی از قوانین تشویق کرده و جامعه را از فردگرایی دور و به جمع گرایی تشویق کنند. در نظرسنجیهایی که صورت گرفته رؤسای جمهور و یا نخست وزیران از محبوبیت بیشتری برخوردار شده‌اند. به‌عنوان مثال هواداران ترامپ در آمریکا به بیش از ۴۶٪ رسیده است. در کشورهای سوئد، آلمان، ایتالیا، انگلیس همین مورد صادق است. باید اشاره کرد که وضعیت ولی‌فقیه، روحانی و در مجموع کل نظام شامل این قانون نمی‌شود. اگر رژیم در آرزوی شرکت مردم در انتخابات مجلس شیوع بیماری را انکار کرد، مبدأ قرار دهیم به‌خوبی شاهد این هستیم که مردم و رژیم مثل دو خط موازی هستند که هیچ نقطه اشتراکی با هم ندارند. شرایط اسف‌بار ولی‌فقیه و کلیه سران رژیم اظهر من الشمس است به‌طوری که در صفحات وابسته به رژیم می‌خوانیم که اگر (رژیم) کرونا را رد کند وارد مرحله اژدها می‌شود.

در این مطلب بر آنم که در مورد اثرات اجتماعی و روانی بیماری کوید ۱۹بر مردم و اجتماع را کمی باز کنم.

بر اساس مطالعات انجام شده و آن‌چه که از طریق سازمان بهداشت جهانی در دسترس عموم قرار می‌گیرد، تا به‌حال واکسنی برای این ویروس کشف نشده. متخصصان بافت شناسی و میکروبیولوژی در کشورهای مختلف درصدد تهیه ویروس و یا دارو برای بیماری هستند و هنوز به نتیجه جهان‌شمولی نرسیده‌اند و به همین علت بر رعایت بهداشت عمومی و ماندن در خانه تأکید فراوان می‌کنند. دکتر تدروس گبریسوس مدیر کل سازمان بهداشت جهانی هشدار داده است که کشورها در بر داشتن محدودیتها و قرنطینه عجله نکنند. او ضمن بر شمردن پیامدهای برداشتن قرنطینه گفت: همه ما از عواقب عمیق اجتماعی و اقتصادی این بیماری آگاه هستیم. وی هم‌چنین از کشورهای درگیر ویروس کرونا خواسته است با گسترش دادن خدمات اجتماعی دسترسی شهروندان را به امکانات بهداشتی و بیمارستانی تسهیل کنند.

همه بر سر این مورد توافق دارند که بیماری نگرانی، دلهره و اضطراب بسیار زیادی را بین مردم ایجاد کرده است. یکی از مهمترین علل اضطراب و دلهره نداشتن راه‌حل قطعی برای مبارزه با بیماری است و مهمتر این‌که همه گیر بودن بیماری بر روند کارهای روزانه همه تأثیرات فراوانی دارد و این تأثیرات بیشتر منفی و کاهنده هستند. به زبانی دیگر با یک بحران عمیق اجتماعی روبه‌رو هستیم. بحرانی روحی و روانی که بیماری ایجاد می‌کند، تقریباً برای تمام جمعیت کره زمین ناشناخته است. مبتلایان در ۱۸۱کشور را در بر می‌گیرد.

به‌علت ناشناخته بودن بیماری و واکنش افراد به آن، مراکز مطالعاتی و برخی از رسانه‌های مهم در کشورهای مختلف از مردم خواسته‌اند که آن چه را که بر آنان می‌گذرد و تجربه می‌کنند با فیلم، عکس و نوشتار برای ثبت در تاریخ به این مراکز بفرستند. سازمان بهداشت جهانی در توصیه‌های مختلف رو به شهروندان دنیا می‌نویسد:

احساس اضطراب و دلهره در این دوران بسیار طبیعی است و راه‌کارهای عملی وجود دارد که بتوان با این احساسات مقابله کرد. سازمان بهداشت جهانی در توصیه‌های خود از جمله تذکر می‌دهد:‌

ـ‌ با دوستان و نزدیکان خود که به آنان اعتماد دارید، صحبت کنید.

ـ برای مقابله با دلهره، ترس و اضطراب از کشیدن سیگار و مشروبات الکلی و دیگر داروهای مضر استفاده نکنید

ـ اخبار واقعی را از کانالهای مورد اطمینان دریافت کنید.

ـ خواب و خوراک منظم داشته باشید

ـ در دوران قرنطینه سعی کنید که برنامه‌های روزانه مرتبی داشته باشید و آنها را انجام دهید.

ـ ارتباطات اجتماعی فعالی داشته باشید.

ـ از تجربه‌های و رویکردهای پیشین در مقابله با سختیها استفاده کنید.


اگر به توصیه بالا توجه کنیم یکی از مهمترین و شاید مهمترین خصیصه ما ایرانیان را در می‌یابیم که همین است «از تجربه‌های و رویکردهای پیشین در مقابله با سختیها استفاده کنید.»

در سالهای گذشته بسیاری از خبرنگاران غربی در گزارشهای خود از ایران از کلمه انشاء الله استفاده می‌کردند و با پیشداوری و شاید طعن می‌گفتند که ایرانیان، انجام همه کارها را به خدا واگذار می‌کنند. این فکر در خود ما نیز قوت می‌گرفت که ما (ایرانیان) در مقایسه با غربیها دانش برنامه‌ریزی برای آینده و برای خودمان را نداریم و بیشتر در حال زندگی می‌کنیم. برای این شیوه زندگی نیز اشعار خیام و حافظ و ادبیات غنی ایران را نیز به کمک می‌گرفتیم. دهها ضرب‌المثل نیز نشانگر این مسأله بود. باید اقرار کنم که جملاتی این‌چنین گاه من را نیز اسیر خود می‌کرد و رویکرد ما را به مسائل روزمره زیر سؤال می برد. اگر با دید امروز (دیدی بر پایه شرایط بحرانی) به مردم بنگریم چنین حرفهایی بیشتر نشانگر عدم شناخت تاریخ ایران و خصیصه‌های فرهنگی مردم این سرزمین بود. استبداد و ارتجاع در طول تاریخ هزاران ساله مردم را تنها گذاشته‌اند. بدون هیچ شک و تردیدی مردمی با سابقه هزاران ساله تاریخی به‌راحتی سره را از ناسره تشخیص می‌دهند. گذشته ادبی ایران شاهد این مدعا است. گرچه ادبیات نوشتاری زیادی از دوران قبل از اسلام باقی نمانده است ولی همین اندازه که باقی است نشان می‌دهد که مردم این فلات از ذوق نقادی و سخن سنجی بهره فراوانی داشته‌اند. نوشته‌های ادبی باقی مانده نشانگر عمق درک و دریافت اخلاقی مردم است.

تجربه‌های گذشتگان ما به‌خوبی نشان داده است که نباید در بند سختیها اسیر شد و مردم ما بر همین اساس آموخته‌اند که برای حل مسائل و مشکلات باید به خود تکیه کرد.

ادبیات ایران مشحون از ضرب‌المثلها و رباعیات و اشعاری است که نشان می‌دهد که چگونه ما از سختیها عبور کرده‌ایم. آن چیز که از حافظ و خیام بر جا مانده است نه خمودگی است و انجماد و نه وادادگی و تسلیم.

مردم ما درصد سال گذشته نه سال‌ها بلکه روزهای بحرانی را گذرانده‌اند. انقلاب مشروطیت، انقلاب ضدسلطنتی و انقلاب برای گذار از نظام ولی‌فقیه زنجیروار، مردم را برای مقابله با بحرانها فولاد آبدیده کرده است. همین روزها شاهد هستیم که کانونهای مردمی ابتکارعمل را در دست گرفته‌اند و برای کمک و همیاری همدیگر برخاسته‌اند ولی‌فقیه در اوج فرومایگی می‌گوید اگر پزشکان، پرستاران و کادر درمانی که در صف مقدم مبارزه هستند جان خود را از دست دهند «شهید سلامت» شناخته خواهند شد. این اظهارنظر پاسخ خود را از پزشکان متعهد گرفت که آنان در خدمت مردم هستند و برای مزخرفات ولی‌فقیه پشیزی قائل نیستند. مردم ایران ویروس کرونا را با همبستگی شکست خواهند داد و پوزه اژدهای ولایت را به خاک خواهند مالید.