söndag 21 augusti 2022



#رادیو_فردا
فیلم و خبر کوتاهی از بر هم نمایش اعضای سپاه قدس تحت عنوان «حمله سازمان مجاهدین» به میز کتاب مخالفان گذاشته بود.
از آنجا که خبرنگار رادیو فردا در محل حضور نداشته است، این فیلم به وسیله همان وابستگان به سپاه قدس تحت عنوان جداشدگان از مجاهدین گرفته شده و برای رادیو فردا ارسال شده است. شیوه نقل خبر چنان بود که به همراه فیلم متن خبر هم برای رادیو فردا دیکته شده است و یا اینکه متن خبر ضمیمه فیلم بوده است.
تصور کنید که هیتلر در قدرت است و مزدورانش در این جا و آن جای دنیا به کسانی که از شقاوتش جان سالم بدر برده اند، اما وظیفه خود در قبال هموطنانشان را فراموش نکرده اند با همان شیوه و سیاق هیتلری می خواهد درس دمکراسی بیاموزد. الحق که گوبلز در مقابل اینان پرنده صلح است.
در قسمت اظهار نظرها ناگهان گروهی خارجه نشین که در عمر بی مصرف خود، هیچ عملی در مقابل نقض حقوق بشر و وضعیت زندانیان سیاسی انجام نداده اند و چند نفر که می توان حدس زد تعدادشان بیش از انگشتان دست نیست با اسامی مختلف تقریبا با یک شیوه این عمل را به باد انتقاد گرفته و از موضع جنت مکانی و بهتر است بگویم آخوند نشانی معلم درس دمکراسی شده و وافریادا از اینکه
« اینان تحمل انتقاد ندارند.»
اینان می خواهند دمکراسی را به ایران بیاورند
اینان از رژیم بدتر هستند
موقعی که اجازه کتاب خواندن به آنها را نمی دهند با کتاب مخالف هستند و الخ....
برای روشن شدن قضیه کتابهای به اصطلاح انتقاد از رجوی نقل قولی که یکی از هوادارن میرحسین موسوی که به تازگی تحت وثیقه از زندان آزاد شده و منتظر صدور حکم خود است را می آورم
او می گفت (نقل به مضمون) شکنجه های روانی و به گفته خودش شکنجه های سفید بسیار آزاردهنده تر از شکنجه های فیزیکی بود. اما مهمترین نکته ای که در حرفهایش بود این بود که تنها کتابهائي که در زندان موجود بود کتابهای بریدگان از سازمان مجاهدین بود. او خودش تأکید می کرد که شکنجه گران از عنوان «منافقین » استفاده می کردند.
برای یادآوری می گویم که این کتابها برای اعضای خانواده مجاهدین از طرف به اصطلاح «انجمن نجات»‌ که شاخه ای از اطلاعات سپاه است فرستاده می شود. همین کتابها برای برخی از هواداران سازمان در خارج از کشور فرستاه شده و یا می شود. کتابهائی پر از دروغ و تهمت ، شاید عبارت شیطان سازی مناسبتر باشد و برای این شیطان سازی چه کسانی بهتر از افرادی که مدتی در سازمان بوده اند. چند افشاگری در مورد شیوه کار مزدبگیران جدید الورود تحت عنوان جداشدگان انتشار پیدا کرده است. از جمله افشاگری هادی ثانی خانی که به طور مفصل در کتابی تیرماه ۱۴۰۰ منتشر شده است.

در ماه تیر و مرداد ۱۴۰۱ کمیسیون امنیت شورای ملی مقاومت چند اطلاعیه در مورد تهدید تروریستی به مجاهدین در آلبانی صادر کرد و پلیس آلبانی به طور مشخص اعلام کرده بود که بریدگان از مجاهدین با سپاه قدس در ارتباط هستند.
ناگفته مشخص است که رژیم بود خود را در نبود سازمان مجاهدین می بیند و چه در ایران و چه در خارج از ایران هر چه در توان داشته باشد برای از بین بردن سازمان چه فیزیکی و چه شیطان سازی به کار می برد. اما روی سخن من نه به «پرندگان صلح و عاشقان دمکراسی » بلکه به رادیو فردا است.
پرتاب تخم مرغ گندیده و یا کیک به صورت افراد شناخته و رهبران احزاب نیز معمول است.
در تمامی کشورهای دمکراتیک در واکنش در برابر کسانی که به پایه ای ترین اصول دمکراسی پایبند نیستند نیز یک حق است.
تمام کسانی که در این کشورها زندگی می کنند شاهد واکنش مردم به تظاهرات گروههای نازیستی و یا نئو نازیستی بوده اند. گرچه که این گروهها به طور مشخص از هیتلر و یا موسولینی دفاع نمی کنند، اما شعارهای نژاد پرستانه و ضد خارجی می دهند. در سوئد شعاری که بر ضد این گروهها داده می شود از جمله این است که خیابانهای ما جای نژٓادپرستان نیست و با شدت با گروهها برخورد می کنند. در آلمان و فرانسه وضع به همین صورت است. مثال در این مورد زیاد است و در حوصله مطلب نیست.
حال چه شده که رادیو فردا ناگهان به بلندگوی سپاه قدس تبدیل می شود. باید یادآوری کنم که در این خبر اسم خبرنگاری عنوان نشده است به همین علت مدیریت رادیو فردا مسئول پاسخگوئی است.
رادیو فردا فراموش کرده است که همین مزدوران پس از حمله به اشرف بیش از دو سال با ۳۰۰ بلندگو ساکنان اشرف را تهدید به مرگ می کردند. از یکسو می گفتند که مجاهدین اسیر هستند و از سوی دیگر چون خمینی آدمخوار می گفتند که خرخره شما را می جویم. رادیو فردا به عمد فراموش کرده است که مسعود دلیلی باعث قتلعام در اشرف شد و بعد سوزانده شد تا تمام داستان جنایت را به مسئله درگیری درونی تبدیل کند و از سوی مزدور نفوذی اش سناریوی اطلاعات سپاه را پیش ببرد.
رادیو فردا به عمد گزارش نمی دهد که این کتابها به زبان آلبانیائی ترجمه شده و سئوال نکرده است که هزینه ترجمه این کتابها از کجا تآمین شده و این کتب در کجا به چاپ رسیده اند.
در روز پنج ماه مرداد خبرگزاری سپاه موسوم به فارس در یک مطلب مفصل تحت عنوان «ضرورت اقدام نظامی علیه فرقه تروریستی رجوی» نکات زیر را به طور مشخص در دستور کار قرار داد ( برای روشن شدن عمق جنایت و خیانت کسانی که حرکت اعضای سپاه قدس در آلبانی را میزکتاب مخالفین می خوانند، مطلب خبرگزاری سپاه را با همان ادبیات تروریستی نقل شده است.)
مطالبه غرامت:
جمهوری اسلامی ایران بایستی ضمن محکوم نمودن اعضای فرقه رجوی، در محاکم داخلی و بین‌المللی مساله دریافت غرامت را به صورت جدی دنبال کند. شهادت ۱۷هزار نفر از مردم ایران و آسیب‌های شدید مالی، روحی و روانی فرقه تروریستی رجوی به خانواده‌های ایرانی، تخریب اماکن عمومی و صدمه به اموال مردم، فهرستی بلندبالایی برای محاسبه این غرامت است. در این مسیر، دولت‌های غربی و عربی حامی فرقه رجوی در پرداخت غرامت باید سهیم باشند و پیگیری این امر بر عهده دولت، وزارت امورخارجه و قوه قضاییه، کمیسیون حقوق بشر و دادگاه‌ها داخلی است.
تروریستی شناخته شدن منافقین در دادگاه های بین المللی
دنبال کردن پرونده تروریستی بودن فرقه رجوی در محاکم بین‌المللی است
پیگیری اخراج و استراد منافقین از کشورهای خارجی .
قطعاً یکی از ماموریت‌های وزارت خارجه و سایر نهادهای اطلاعاتی شناسایی محل استقرار و اقامت منافقین در کشورهای غربی و عربی است. نظر به تروریستی بودن سازمان مجاهدین خلق، مطالبه حقوقی و دیپلماتیک از دولتهای خارجی برای اخراج و استرداد اعضای فرقه رجوی گام بعدی است.
اقدام متقابل:
چنانچه دولت‌های میزبان منافقین از اخراج و استرداد آنان شانه خالی کردند، باید با یادآوری دکترین امنیتی جمهوری اسلامی در جهت مبارزه با منشأ تهدیدات امنیتی علیه ایران و در مسیر مبارزه با تروریسم، دولت‌های میزبان به انجام اقدام متقابل تهدید شوند.
اقدام نظامی در جهت مبارزه با تروریسم
جمهوری اسلامی بایستی با استناد به اصل "مسئولیت حمایت" (R2P) در جهت حمایت از آحاد ملت ایران و ذیل ماده ۵۱ منشور سازمان ملل متحد، اقدام نظامی برای حفظ صلح و امنیت بین‌المللی را در دستور کار قرار دهد. در واقع قواعد حقوق بین‌الملل به جمهوری اسلامی ایران این مجوز را می‌دهد که برای مقابله با یک فرقه تروریستی و حمایت از شهروندانش، از قدرت سخت علیه تروریستها استفاده نماید. ظرفیت پهپادهای تهاجمی و موشک‌های بالستیک ایران برای ضربه زدن به مقر منافقین در آلبانی هیچ منع حقوقی ندارد و مقامات تهران باید پس از اعلام هشدار لازم به دولت آلبانی، اقدام نظامی را در دستور کار قرار دهند.
غریب آبادی مسئول «حقوق بشر» رژیم که بارها حرفهای او را در مورد به سخره گرفتن قوانین قضائي اروپا در مورد دیپلمات تروریست رژیم اسدالله اسدی و دژخیم حمید نوری شنیده ایم که گفته است این دادگاهها رسمیت ندارند و تحت تأثیر مجاهدین هستند، پس از اعلام رسمی تشکیل دادگاه بر علیه رئیسی دوباره همه موارد آمده در خبرگزاری سپاه پاسداران را تکرار کرد و گفت که «مجاهدین در هر جای دنیا که باشند را آرام نخواهیم گذاشت.»
سئوالات ممکن است فراوان باشد، اما یک اصل ثابت است. رژیم در این خیال است که فضای اروپا را به علیه مجاهدین تنگ کند. باید گفت که
بیارآن چه داری ز مردی و زور
که دشمن به پای خود آمد به گور
به رادیو فردا می گویم در مقابل مزدوران و وابستگان رژیم اتفاقا این اعتراض مدنی ترین شکل مقابله با کسانی است که مقدمات حمله نظامی را فراهم می کنند. این شیوه خبرنگاری آنچنان رنگ باخته است که پیش از آنکه اطلاع رسانی شود، عدم بیطرفی و بازگوئی واقعیت که اصل اول خبرنگاری است را نشان می دهد.

måndag 8 augusti 2022

تهاجم مقاومت ، تداوم ترور

 سهیلا دشتی: تهاجم مقاومت، تداوم ترور


دو روز قبل از برگزاری برنامه سالانه شورای ملی مقاومت و سازمان مجاهدین در آلبانی، اشرف ۳، سفارت آمریکا به شهروندان خود خبر داد که به علت تهدیدات تروریستی از شرکت در برنامه که قرار بود در روزهای ۲۳ و ۲۴ ماه ژوئیه برگزار شود خودداری کنند. این خبر از سوی پلیس آلبانی نیز تأیید شد.

شورای ملی مقاومت اطلاعیه‌های متعددی را در این مورد صادر کرده و در این اطلاعیه‌ها از نکات مهمی پرده برداشته است. در آغاز اطلاعیه‌ای که در ۱۲ مرداد مصادف با سوم اوت صادرشده، چنین آمده است


https://bit.ly/3BFYKvB

یک منبع اطلاعاتی آلبانیایی فاش کرد: «واحد اطلاعات عملیات مخفی قدس در خارج از ایران، علاوه بر حمله سایبری در آلبانی، با اعزام مأموران مخفی به عملیات بدنام کردن اعضای مجاهدین خلق نیز اشتغال داشته است. این واحد برای تحقق این امر تلاش کرده است تا در رسانه‌های آلبانی نیز نفوذ کند» (تاپ چنل-۲ اوت ۲۰۲۲).

پس از استقرار مجاهدین در آلبانی، رژیم فعالیت‌های تروریستی خود را در این کشور به‌شدت بی‌سابقه‌ای افزایش داده است که به اخراج سفیر رژیم منجر شد.

فعالیت‌های تروریستی رژیم در اروپا دهها سال سابقه دارد.

این مطلب به‌طور خلاصه سعی بر روشن شدن روش کار رژیم دارد. (مدارک و اسناد این ترورها موجود است.)


۱/ تصمیم ترور

تصمیم تمامی ترورها به‌وسیله بالاترین ارگانهای رژیم گرفته‌شده است. ولی‌فقیه (خمینی – خامنه‌ای) و رئیس‌جمهور وقت دستور ترور را داده‌اند.

۲/ برنامه‌ریزی ترورها

از سوی وزارتخانه‌های امور خارجه، اطلاعات، سپاه پاسداران و شاخه بین‌المللی سپاه پاسداران، سپاه قدس انجام‌شده است.

۳/ سازمان‌دهی ترور، پشتیبانی و مالی،

سفارت‌خانه‌های رژیم در کشورهای مختلف سازمان‌دهی ترورها را به عهده داشته‌اند و سفرای رژیم نقش بسیار تعیین‌کننده‌ای در اجرای ترور داشته‌اند. ترورها به‌وسیله شرکت‌های وابسته به رژیم در کشورهای اروپائی تأمین مالی شده است. در برخی از موارد مبالغ هنگفتی به عاملان اجرای ترور داده‌شده است.

۴/ اطلاعات و مشخصات کسانی که مورد ترور و یا توطئه تروریستی قرارگرفته‌اند

اطلاعات به‌طور مشخص از سوی افراد نفوذی تحت عنوان پناهنده ویا اعضای سابق جمع‌آوری‌شده است

۵/ مجری ترورها

اعضای سابق سازمان‌ها، افراد بسیار نزدیک به فرد ترور شده و عوامل وزارت اطلاعات مجری این ترورها بوده‌اند.

در برخی از موارد رژیم از شهروندان غیر ایرانی برای اجرای ترورها استفاده کرده است. انیس نقاش یکی از موارد است.

در طول حکومت ننگین ولایت‌فقیه ترورهای بی‌شماری در خارج از کشور صورت گرفته است. در بین سازمان‌ها و گروه‌های ایرانی بیشترین تعداد آن‌ها متوجه سازمان مجاهدین خلق، سران و اعضاء آن بوده است. سازمان‌های امنیتی آلمان، سوئد و هم‌اکنون آلبانی بارها از این موارد پرده برداشته‌اند.


چند نمونه مشخص

در بسیاری از موارد ترور مظنونی دستگیر نشده است، اگرچه نقش رژیم در این ترورها بسیار روشن است. ازجمله ترور عبدالرحمان برومند و فریدون فرخزاد که هر دو به‌وسیله چاقو به قتل رسیدند.


دادگاه ترور سران کرد در رستوانی به نام میکونوس در سپتامبر ۱۹۹۲ در برلین

رأی دادگاه میکونوس پس از پنج سال در سال ۱۹۹۷ صادر شد که پس‌ازآن حکم جلب بین‌المللی برای فلاحیان وزیر وقت اطلاعات صادر شد. در حکم دادگاه آمده است که ترور با اطلاع مستقیم خامنه‌ای، اکبر رفسنجانی رئیس‌جمهور و علی‌اکبر ولایتی وزیر خارجه وقت صورت گرفته است. سفیر وقت رژیم در آلمان، حسین موسویان در این ترور نقش مستقیم داشته است.

در کیفرخواست اولیه پلیس آلمان، سفارت رژیم در بن را بزرگ‌ترین واحد پشتیبانی تروریستی در آلمان می‌داند.

به شهادت شاهد عینی صاحب رستوران اطلاعات ملاقات را در اختیار تروریست‌ها گذاشته بود

 

ترور شاهپور بختیار، پاریس ۱۹۹۱

ترور شاپور بختیار آخرین نخست‌وزیر محمدرضا شاه، به همراه منشی خود سروش کتیبه، در تاریخ ۱۵ مرداد ۱۳۷۰ توسط ۳ تروریست جمهوری اسلامی بهنام‌های محمد آزادی، علی وکیلی راد و فریدون بویراحمدی انجام شد. فریدون بویراحمدی مورد اعتمادترین فرد شاپور بختیار بود. گفته می‌شود فریدون بویر احمدی اکنون با نام «فرهاد مهدیار» مدیرکل شرکت غله و خدمات بازرگانی استان قزوین است.


ترور دکتر کاظم رجوی، ژنو ۱۹۹۰


روز چهار اردیبهشت ۱۳۶۹، پروفسور کاظم رجوی در حومه ژنو در منطقه‌ای به نام کوپه برای مراجعه به بانک از خانه خارج شد. پیش‌ازاین تروریست‌هایی از طرف رژیم ایران برای ترور وی کمین گذاشته بودند. او هنگام بازگشت به خانه مورد اصابت چند گلوله قرارگرفته و جان باخت. سفارت رژیم در سویس و تروریست‌های شناخته‌شده در این ترور شرکت داشته‌اند. سعید شاهسوندی که به خدمت رژیم درآمده‌است از عوامل اطلاعاتی این ترور بود. یاد آوری می‌کنم که پرونده ترور دکتر کاظم رجوی با فعالیت‌های مقاومت، به‌عنوان نسل‌کشی و جنایت علیه بشریت در جریان است.


توطئه تروریستی در ویلپنت پاریس ۲۰۱۸

در دادگاه مشخص شد که تصمیم بمب‌گذاری از بالاترین مراجع صادرشده و اسدالله اسدی دیپلمات تروریست رژیم مجری این طرح بوده است. همچنان که قبلاً گفته شد، همکاران تروریست او به اسم هوادار در انجمن‌های هوادار مجاهدین به‌صورت مزدوران نفوذی و هسته‌های خفته واردشده بودند و تحقیقات نشان داد که چه مبالغ کلانی از رژیم و وزارت اطلاعات دریافت کرده بودند.


همان‌طور که در آغاز ذکر شد برنامه سالانه مجاهدین در روز اعلام‌شده انجام نشد. بی‌شک با توجه به سابقه رژیم و با توجه به واکنش دولت آلبانی و سفارت آمریکا نسبت به مسئله، تهدید حمله تروریستی جدی بوده است. پرونده حدود بیست نفر از ایادی رژیم که به‌عنوان اعضاء سابق مجاهدین دروغ‌پراکنی می‌کنند در جریان است.

یکی از مقامات پلیس آلبانی از اداره مقابله با تبهکاری سازمان‌دهی شده و تروریسم گفته است که از سال ۲۰۱۸ به‌صورت موازی سه تحقیقات در رابطه با حضور مأمورین وابسته به نیروی قدس سپاه پاسداران آغازشده، که یکی از آن‌ها تکمیل و در ماه مارس گذشته به دادگاه ارائه‌شده است.

در اطلاعیه کمیسیون امنیت و ضد تروریسم شورای ملی مقاومت که در تاریخ ۱۸ ماه ژوئیه صادر شد آمده است منزل، خودرو و محل کار یازده نفر از اعضای پوششی انجمن آسیلا مورد بازرسی قرار گرفت، پلیس اعلام کرده است که مبالغ پولی که از این گروه کشف شد تناسبی با درآمد آنان ندارد. همچنین ۴ تن از وابستگان رژیم اجازه ورود به کشور را پیدا نکردند و از فرودگاه اخراج شدند.

پلیس آلبانی در حال تحقیق گسترده در این موارد است.

اگر رژیم در طول دخالت خود در عملیات تروریستی علیه مجاهدین را انکار می‌کرد، اکنون در خبرگزاری فارس وابسته به سپاه پاسداران، خبر وظایف رژیم در قبال مجاهدین را یک‌به‌یک می‌نویسد و در انتها کشور آلبانی را تهدید نظامی می‌کند.

این خبر و تجربه نشان می‌دهد که هر کس تحت هر عنوان و یا نامی و یا هر جریانی مجاهدین را دشمن خود بداند، آبشخوری جز رژیم آدم‌خوار ندارد و از سوی دیگر روشن می‌کند که مجاهدین و مردم دشمنی به جز رژیم آخوندی ندارند و این نبرد ادامه دارد.

تهدیدها و عملیات تروریستی نشانگر استیصال رژیم در برابر فعالیت‌های سیاسی و حمایت‌های گسترده بین‌المللی از مجاهدین و از سوی دیگر تهاجم کانون‌های شورشی در داخل ایران هست.

söndag 31 juli 2022

آقائی پیام زیر را برای من فرستاده اند. بهتر دیدم که نظر خودم را در این جا بنویسم.
قبل از هر چیز باید بگویم که من یک هوادار بسیار ساده سازمان مجاهدین و مقاومت ایران هستم و عاشق آزادی ! تعریف هوادار از نظر من این است که من رأی خودم را به مقاومت ایران داده و شورای ملی مقاومت ایران از نظر من بهترین گزینه برای دوران انتقال قدرت به مردم ایران است تا با تشکیل مجلس موسسان و یک قانون اساسی جدید مردم بتوانند رئیس جمهور و نمایندگان خود را برای بازسازی ایران انتخاب کنند.
سلام خانم دشتی
می خواهم بگویم که آشکار معلوم است که جامعه جهانی نمی خواهد سازمان حکومت را در ایران بدست بگیرد و از رضا پهلوی حمایت می کند. اگر سازمان به فکر مردم و کشور ایران باید از رضا پهلوی حمایت کند، تا او حکومت را بدست بگیرد، سازمان میگوید حاظر (خودشان حاضر را این چنین نوشته اند)است صد سال هم شده علیه حکومت آخوندی مبارزه کند. سئوال آیا مبارزه با آخوندها مشکلتر است یا مبارزه با رضا پهلوی؟
اما در نوشته این آقای محترم چند نکته وجود دارد که به آنها می پردازم.
۱ در مورد حمایت جامعه جهانی از رضا پهلوی !!
بگذارید بدون رودبایستی بگویم تا امروز جامعه جهانی نه قصد تغییر در ایران را دارد و نه حمایت از مردم ایران و خواسته هایشان. تمام دعوای جامعه جهانی (بهتر است بگوئیم آمریکا و چند کشور اروپائی ) با ایران این است که تغییر رفتار دهد و از دخالت در کشورهای دیگر خودداری کند. گفتگوهای رژیم با این کشورها بر حول محور عدم استفاده از موشکهائي که قدرت حمل بمب اتمی را دارد و محدود کردن غنی سازی اورانیوم است. واضح است که چین و روسیه در ضمن اینکه از اتمی شدن رژیم ایران به سلاح اتمی ناراضی هستند، اما در بقیه موارد در کنار رژیم هستند.
حمایت جامعه جهانی از رضا پهلوی تا به حال خود را چگونه نشان داده است؟ کدام کشور به طور مشخص اعلام کرده است که از رضا پهلوی حمایت می کند و یا کرده است؟
در آخرین قطعنامه کنگره آمریکا اکثریت نمایندگان کنگره و تعداد قابل توجهی از سناتورهای آمریکائي از تغییر در ایران حمایت کرده اند و در آن از برقراری یک «جمهوری ، غیر اتمی »‌نام برده اند و همچنین از برنامه ده ماده ای مریم رجوی برای ایجاد ایرانی مستقل حمایت کرده اند.
می شود آرزو کرد، اما واقعیتهای موجود بیانگر حقیقتی دیگر است. اما سئوال همچنان باقی است که
اگر واقعا این چنین است و باید منتظر حمایت جامعه جهانی را برای تغییر در ایران بود رضا پهلوی نبایستی نیازی به مجاهدین داشته باشد.
در کتاب استراتژی قیام و سرنگونی سلسله بحثهای مسعود رجوی در صفحات ۲۶۰-۲۵۸ آمده است:
«همه حرف را هم رک و روشن و عاری از هر گونه ابهام برای ثبت در سینه تاریخ به مسئولیت خودم می گویم. می دانم که پیشنهاد مشخصی که ارائه خواهم کرد، برای مجاهدین و دیگر اعضای شورای ملی مقاومت غیرمترقبه و گزنده است. ... صراحتا می گویم که پشت کردن به دیکتاتوری و بازگشت به جبهه مردم ایران برای سرنگونی استبداد مذهبی و استقرار حاکمیت مردم ایران، به جای حاکمیت شیخ وشاه، نه فقط آقایان موسوی و کروبی و امثال آنها، بلکه رضا پهلوی را هم اگر بخواهد و اراده کند شامل می شود. ....
پیشنهاد مشخص من به آقای رضا پهلوی ، اگر مانند برخی جناحهای رژیم ولایت فقیه گمان نکنید که سودای فردی و گروهی و یا قصد سوء دارم، این است که اگر بخواهید می توانید در این مقطع حساس و تاریخی، خدمت بزرگی به آزادی وطنتان بکنید، اعلام کنید؛ داعیه سلطنت ندارید و آن را بر هیچ کس دیگر هم نمی پسندید و خود را ملتزم به یک جمهوری دموکراتیک و مستقل و مبتنی بر جدائي دین از دولت با نفی کامل نظام ولایت فقیه و ضرورت سرنگونی آن می دانید. »‌

آقای محترم دنیای سیاست، دنیای چانه زنی و بده و بستان است ، اما دنیای فدا و از خودگذشتگی نیست. مقاومت ایران در تمامی بیانیه ها و اطلاعیه های شورا ملی مقاومت نظرات خود را به طور شفاف اعلام کرده است.ما مردم ایران بارها دروغ شنیده ایم . به اعتمادمان خیانت شده است. در طول سالیان نکبت بار حکومت ضد مردمی جمهوری اسلامی تا به حال دهها گروه و یا فرد به اصطلاح مخالف را دیده ایم که دست پرورده نظام بوده اند. مقاومت ایران بدون هیچ اما و اگری و مهمتر از همه بدون چشمداشت به کمکهای سپاه آدمکش ( رضا پهلوی بارها گفته است که با آنها ارتباط دارد) مهمترین وظیفه را برای سرنگونی به عهده گرفته است. بدون هیچ چشمداشتی . گوی و میدان باز است . اما مهمترین نکته این است که همه این را خوب فهمیده اند که برای سرنگون کردن نظام ولایت فقیه، تشکیلات و داشتن رهبری مشخص که حرف آخر را بزند ، اصل است.

torsdag 23 juni 2022




 

خطاب به خبرنگاران معذور

بدون هیچ مطالعه تاریخی بیطرف از شرایط ایران در دوران پهلوی و علل رویگردانی مردم از حکومت سلطنتی، مروج توهم پراکنی شده اید.

دلائل زیر روشن کننده مواضع  شما و عدم بیطرفی حرفه خبرنگاری و همسوئی با جریان مشخص رضا پهلوی را نشان می دهد.

ذکر این نکته ضروری که   شما  پژواک جریانی واپسگرا شدید  که انقلاب ضد سلطنتی 57، را یا شورش نامید و یا فتنه!

شمایان روشنفکران آن دوران به شکلی نمایشی به  باد انتقاد گرفتید که چگونه همگی خمینی را به عنوان رهبر انقلاب انتخاب کردند.

شمایان دچار نسیان شده و سعی بر آن دارید که مردم ایران را که بر ضد سلطنت شوریدند، مردمی نا آگاه، فریب خورده، به بازیچه گرفته شده قلمداد کنید.

هیچکدام شما از علت و یا علل  تأسیس سازمان اداره و امنیت کشور (ساواک)  در سال 1335 سخنی نمی گوئید. سازمانی که به یکی از مخوفترین سازمانهای امنیتی جهان تبدیل شد، که از تمامی شیوههای قرون وسطائی مثل شکنجه مثل ناخن کشیدن، سوزاندن بدن، برق گذاشتن و همزمان از آخرین وسائل تکنیکی برای استراق سمع و کنترل مخالفان استفاده می کرد.

هیچکدام از شما دلایل کودتای ضدمردمی بر علیه دکتر محمد مصدق را بررسی نکرده و نقش آخوند کاشانی  و موضع گیری حزب توده به نفع بازگشت شاه مورد بررسی قرار نداده اید.

با کم دانشی بی نظیری اظهارنظر می کنید که آن دوران بهتر بود و شاه به قول خودش در حال نزدیک شدن به دروازهای تمدن بزرگ بود. گوئی که ایران جزیره ای دور افتاده در کره ای، غیر زمین است و تمامی قوانین اجتماعی دوران که بر جهان حاکم بوده در مورد ایران، صدق نمی کند. ایران را به عمد با کشوری مثل افغانستان مقایسه می کنید که از نظر شرایط جغرافیائی ومنابع طبیعی با ایران تفاوت دارد. آنچه کشف نفت در ایران کرد را نادیده می گیرد. به طور مثال نمی گوئید و نمی نویسید که نزدیک به 40% از درآمد نفت ایران به شاه و خانواده اش می رسید. خواهران و برادران شاه هر ماهه مبالغ هنگفتی به حسابهایشان سرازیر می شد. این که در آمد نفت به جای از بین بردن وابستگی کشاورزی و ساختن زیر بنای واقعی برای کشور و دارا بودن صنعت مادر به کشوری وارد کننده تبدیل شد. زمین های کشاورزی در دزفول به جای کشت گندم به گشت مارچوبه تبدیل گشت و ایران با جمعیتی بیش از 30 میلیون نفر قادر به تهیه محصولات غذائی اصلی مثل برنج، گندم، گوشت، مرغ برای شهروندانش نبود. فراموش کرده اید که در مورد تورمی بالای 40% در سالهای 56-53 نکته ای را مورد توجه قرار دهید.

در باره ساواکی ها که جذب سپاه و بسیج شدند، سخنی نمی گوئید. حال رضا پهلوی می خواهد اعضاء بسیج و سپاه را به  خدمت بگیرد. چه تصادف غیرمترقبه ای!

هیچکدام شما از مطبوعات وابسته و روزنامه نگاران قلم به مزد آن دوران و سانسور گسترده ای که رایج بود سخنی نمی گوئید. رادیو و تلویزیون در سراسر ایران، چون هم اکنون، وابسته به حکومت بود و نیاز به سانسور نداشت. اما سانسور گسترده ای که بر روزنامه و مجلات بود را نادیده می گیرید.

بدون شک  از نظر شما لغاتی چون میهن، فرهنگ و عدالت  اجتماعی از معنی تهی گشته و جز دستک و آویزه ای برای توجیه قتل و کشتار و شکنجه در آن دوران همین روزها نیست.

آزادی نسبی که مردم در پوشش داشتند چنان توجیه می کنید که دوران شاه بهشت برین بود و با تسامحی بی بدیل می گوئید انتقاداتی به آن دوران وارد است. این جمله را خود شاه نگفت. او با صدای لرزان گفت که صدای انقلاب شما را شنیدم (چرا رضا پهلوی لگد به قبر پدرش می زند و کلمه انقلاب را شورش یا فتنه تعریف می کند.).

خانم ها و آقایان خبرنگار

دو سوم از جمعیت ایران هیچ تصویر و تجربه فردی از دوران پهلوی ندارند زیرا بعد از سال 57 به دنیا آمده اند. آنچه را که از می دانند، یا شنیده هایشان هست و یا قلب و دروغ بزرگی که در کتابهای تاریخ چاپ شده در دوران حکومت فاشیستی مذهبی خوانده اند.

بگذارید خبر بدی به شما بدهم!! با این همه سانسور و همه ترفندهائی که در این سالها به کار برده اید نتوانسته اید شعور انقلابی مردم و جوانان را از آنان بگیرید. به یک دلیل ساده ، حکومتهای استبدادی چه شاه و چه شیخ جائی در تاریخ ندارند. جوانان ایران با مقاومتشان درست از سال 60 بر رژیم شوریدند. خمینی با صدور فتوا قتل عام 67 را مهندسی کرد. قیام دانشجویان در تیرماه 78 خواب را چشم خامنه ای ربود. همان قیامی که همین  اصلاحطلبان  که هوادار رضا پهلوی شده اند، شکنجه گر و تیر خلاص زنش بودند. بعد همین اصلاحطلبان حکومتی در سال 88  به ردای سبز آمدند. شما خواستید آن قیام را به نفع کسانی که خواستار برگشت به دوران طلائی امام بودند، مصادره کنید. چنین نشد!! در کنار گنجی و گوگوش و فرح پهلوی ایستادید، بدون هیچ سئوال و پرسشی!

 در ادامه جوانان و مردم ایران در دیماه 96 ، البته با فدای جانها، بر بازی بین بد و بدتر، خط بطلان کشیدند و شعار اصلاح طلب، اصولگرا ، دیگه تمومه ماجرا جهانی شد. رژیم در آن روزها با  حیله رفرندام جلو آمد که شور انقلابی را بگیرد، شیرین عبادی ها و رضا پهلوی و درست همین کسانی که برای او غش و ضعف می کنند، خواستار رفراندم بودند. از این هم طرفی بسته نشد. قیام مردم در آبانماه 98 ، در بیش از صد شهر در ایران تنها یک دورنما داشت.  

اصلاحات مرده بود، رفرندام هم که سرنوشت اش معلوم بود. تنها راه باقی مانده انقلاب بود. این را علم جامعه شناسی می گوید.

اما شما در کنار کسانی که سد راه انقلاب بودند بیشترین سعی و اهتمام را کرده و می کنید که چنین نشود.

 اگر  از نظر شما در قیام 88 مردم مرتجع بودند و خواستار برگشت به دوران خمینی، عقب روی کردن اصلاحطلبان و افراد شناخته شده ای که سالها خود را در قالب اپوزیسیون نشان می دانند  را به دوران قبل از خمینی را پیشرفت می نامید؟

شمایان فراموش کرده اید که رضا پهلوی در سال 88 دستبند سبز بر دست داشت و اصلا در لغت نامه او کلمه «براندازی» وجود نداشت. عکس های رضا پهلوی هنگامی که پیراهن تیم فوتبال رژیم را بر تن داشت را ندیده اید؟ از او نپرسیدید که چرا پیراهنی بر تن کرد که پرچم جمهوری اسلامی بر سینه اش نقش بسته بود؟

اگر قبل از انقلاب 57 فقط رسانه بی بی سی فارسی بود که خمینی را به عنوان رهبر  به مردم حقنه کند، حالا رادیو فردا، صدای آمریکا، بی بی سی، اینترناشنال از همه سبقت می گیرند که حتی خبر عطسه کردن جنابشان را به عنوان عملیات بزرگ روی آنتن بفرستند.

برای شما سئوال نمی شود که چگونه است که فردی مثل صادق زیباکلام، که می گفت حاضر است که اسلحه به دست بگیرد که جلو سرنگونی را بگیرد به مداح رضا شاه تبدیل می شود. دراین سمفونی نا به هنجار که تحت رهبری خامنه ای است، هر کدام از شما سازی در دست دارید.

ختم کلام این است که شمایان سعی دارید کابوس فاشیسم را به عنوان رویای آزادی به مردم بخورانید.  از استاد سخن سعدی وام می گیرم که گفت : گفتم این سبحان الله دوران با خبر در حضور و نزدیکان بی بصر دور


onsdag 15 juni 2022

 


نگاهی به موضع گیری های تاجزاده و شاهزاده 

 

آنتیجه کروگ شاعر و نویسنده مشهور آفریقای جنوبی در کتاب کشور استخوان‌های من که در سال ۱۹۹۸ منتشرشده می‌نویسد: با عدم برخورد با گذشته و کسانی که مضامین و پایه‌های حقوق بشر را زیر پا گذاشته‌اند، ما به جانیان و مرتکبین این جنایات ضد انسانی کمک نمی‌کنیم بلکه بدین‌وسیله پایه‌گذاری یک سیستم قضائی سالم و مستقل برای نسل‌های آینده را ویران می‌کنیم. فکر می کنم این جملات را باید آویزه گوش کرد.

رضا پهلوی بار دیگر به میدان آمد، اما این بار به ظاهر در نقش یک رهبر که جرات ابراز نظر ندارد وارد میدان شد. حرف تازه ای نزد، جز اینکه  از «سرنگونی»  را که  مدتها به عمد  آن را «براندازی» می خواند نیز فاصله گرفت و با کمال احترام از این دروان به نام «دوران گذار» یاد کرد. امدادهای غیبی هم در قبا و ردای خبرنگار در  چهارسوی  گیتی ( ببخشید عبارت قدیمی است، چون گیتی چهارگوش نیست و گرد است. می خواستم بگویم که چقدر واژه و عبارارت و استفاده از آنها تعیین کننده است.) در مقابل اش ایستادند و به سان دوران ناصرالدین شاه هر چه را  گفت تائید کردند، گوئی که نوکر بادمجان بودند و پس از در این جا و آنجا پشت هر میکروفنی که به دست شان رسید اعلام کردند که همه مردم ایران نشسته و منتظر قدوم ملوکانه هستند تا بیاید و همه مشکلات را حل کند. دوستان و سینه چاکان قدیمی اش، که به آنان وحی شده بود، سر از پا ناشناخته در فضای مجازی هل من مبارز طلیبدند و بر هر آن کس که کمترین تردیدی در رهبری شازده شان داشته باشد؛ شمشیر کشیدند و خواستار نابودی، منزوی کردن و در یک کلام خفه شدن، شدند.  آنچنان در بزرگنمائی او کوشیدند که گویی زمان و مکان در ید قدرت ایشان است. اربابشان هم ابرو نجنباند  و در گوشه خلوت همیشگی اش  به گذراندن روزگار مشغول و شاید در دل به ریش خبرنگاران می خندید. چون این همه خبرنگار که بسیار نکته سنج و به دنبال سند و مدرک، حداقل به حساب توئیتری رضا پهلوی مراجعه نکردند تا ببینند که  توئیتی که در مورد آخرین حرفهایش نوشته شده 14500 بار مورد پسند قرار گرفته و 3755 مرتبه باز توئیت شده و 2615 اظهار نظر داشته است. در صفحه فیسبوک شخصی رضا پهلوی 2400  نفر سخنرانی را مورد علاقه قرار دادند. در کانال یوتیوب این تعداد بازدیدکنندگان نزدیک به 200 هزار نفر است.  بیشترین علاقمند به سخنرانی او در اینستاگرام است که در حدود 233418هزارمورد است.  اینکه در موارد ذکر شده یک نفرچند رسانه اجتماعی را مورد تأئید قرار داده مشخص نیست. فراموش نکنیم که جمعیت ایران نزدیک به 85 میلیون نفر است. اگر بسیار خوشبینانه تعداد هواداران رضا پهلوی را بدون حسابهای دروغی همان 233418 هزار نفر حساب کنیم درصد هوادران او را حساب کنید.

در بالا در مورد وزن کلمات و عبارات نوشتم و دوباره تکرار می کنم که در لغت نامه سیاسی کلمه و یا عبارتی برای براندازی وجود ندارد. به این علت که تعریف خاصی را شامل نمی شود.

از سوی دیگر در داخل کشورفاصله حکومت و مردم آنچنان زیاد می شود که تنها محل تلاقی این دو در  خیابان است. شعارهای رادیکال مردم ، نشان دهنده  خواست آنان  برای سرنگونی کلیت نظام است. بسیار روشن است که  این به مذاق همان سرمایه داری داخلی ایران، همسو با ولی فقیه خوش نمی آید و برای جلوگیری کردن از رادیکال شدن مقاومت مردم برای سرنگونی دست به هرکاری می زنند. در داخل کشور اصلاحطلبان رانده شده از قدرت، اما هنوز امیدوار برای پیدا کردن راهی در دل رهبر، درست مثل رضا پهلوی، از به کار بردن کلمه سرنگونی خودداری می کنند.

نزدیکی خطوط وموضع گیری های اصلاحطلب ها و رضا پهلوی، خود را در نظرگاههای بازگشت به عقب اصلاحطبان خود را نشان می دهد. در حوصله این متن نمی گنجد که اسامی کسانی که از جبهه اصلاحات به زیر جقه بر تن نرفته ملوکانه، نقل مکان کردند را یاد آوری کند.

برای نشان همسوئی اصلاحطلبان با سلطنت طلبان موضع گیری های دو چهره مشخص این دوجریان را در مورد خمینی ، خامنه ای،  قاسم سلیمانی، آزادیهای سیاسی، برنامه اتمی رژیم، جنگ ضد میهنی ایران و عراق، حقوق اجتماعی و قتل عام 67 را در مقابل هم قرار می دهم.

بهتراز تاجزاده و شاهزاده پیدا نکردم!

موضع گیری در برابر خمینی و خامنه ای

رضا پهلوی در طول 43 سال هیچگاه در هیچکدام از مصاحبه ها، سخنرانی ها و موضع گیری ها به طور مشخص از خمینی و یا خامنه ای نام نبرده است. او با کلی گو و طفره رفتن از نام بردن از این دو که باعث ویرانی ایران و از بین بردن شخصیت ایرانی شده اند، در پشت شعارهای بی محتوائی چون نه به جمهوری اسلامی و همه مردم اپوزیسیون هستند، قصد اصلی خود را پنهان می کند.

تاجزاده، بهترین دوران رژیم فاشیستی مذهبی را دوران خمینی می داند و با نقل قولهائی از خمینی زمانی که در پاریس بود، ادعا می کند که خمینی به رأی مردم احترام می گذاشت. تاجزاده فراموش می کند که عبارت «خدعه کردم » خمینی را تکرار کند. او از خمینی به عنوان رهبر بزرگ بینانگذار جمهوری اسلامی یاد می کند. در مورد خامنه ای هم تاجزاده این ادعا را دارد که رهبر خودش خوب است و اطرافیان خوبی ندارد. او تمامی معضلات و فشارهای روزانه ای که مردم با آن دست به گریبان هستند به گردن به جبهه پایداری می اندازد.

قاسم سلیمانی

 شاهزاده هیچگاه در مورد قاسم سلیمانی و جنایاتش موضع گیری نکرده است. گمان این می رود که او درست مثل اردشیر زاهدی فکر می کند و برای او قاسم سلیمانی حافظ منافع ایران است.

تاجزاده نیز چون شاهزاده قاسم سلیمانی را سردار شهید می داند.

لازم به یادآوری است که نام بردن از خمینی، خامنه ای و قاسم سلیمانی مرز سرخ نظام است و مقیاس سنجش کسانی است که خود را مخالف نظام می دانند. حال چه مقاله بنویسند و یا مصاحبه کنند و یا بخواهند در اتاقی در کلاب هاوس اظهار نظری بکنند ویا مدیر اتاق باشند. تفاوت نمی کند که گردانندگان یا مدیران این اتاقها در ایران و یا در خارج از کشور زندگی کنند.

آزادیهای سیاسی

در قانون اساسی رژیم جمهوری اسلامی در مورد آزادیهای سیاسی آمده است همه در ابراز عقاید خود آزادند مگر به حکم قانون. و همین به حکم قانون است که در موضع گیریهای تاجزاده و شاهزاده دیده میشود. برای هر دو آنها آزادی محدود به کسانی است که موافق نظرشان باشند در غیر این صورت باید حذف شوند. بعد از آخرین موضع گیری رضا پهلوی که خود را رهبر بلامنازع خواند، مشاهده می شود که کسانی که مخالف نظرات رضا پهلوی هستند، مورد تهدید و توهین قرار می گیرند.

 

برنامه اتمی رژیم

رضا پهلوی هیچگاه در این مورد حرفی نزده است. اما تاجزاده در آرزوی این است که قرارداد برجام امضاء شود. گوئی شاهزاده بیشتر مدیون نظام است.

جنگ ایران و عراق

رضا پهلوی و تاجزاده در این مورد هم نظر هستند. هیچکدام از این دو نفر در مورد اینکه چرا خمینی به گفته خودش مجبور به نوشیدن جام زهر شد سخنی نمی گویند. با وجود اینکه بعد از آزادسازی خرمشهر، ادامه جنگ، برای نیات خمینی بود و او بارها گفته بود که اگراین جنگ بیست سال هم طول بکشد و یا خانه به خانه باید جنگید، باید تا فتح قدس جنگ ادامه پیدا کند. رضا پهلوی و تاجزاده از ریختن جان نزدیک به یک میلیون نفر به تنور جنگ پشتیبانی می کنند و آن را دفاع مقدس می نامند.

حقوق اجتماعی

رضا پهلوی هیچگاه در مورد مجازات غیر انسانی اعدام موضع گیری نکرده است و تاجزاده همچنین!

رضا پهلوی ایران یکپارچه را سپر دفاعی خود کرده و در موردحقوق خلق های ایران هیچگاه اظهار نظری نکرده است. ترکها، کردها ، بلوچها، عربها در نظر او باید تابع مرکز باشند و خود مختاری آنان  ضربه ای به تمامیت ارضی ایران می داند.  این درست همان چیزی است که تاجزاده می گوید.

 

قتل عام 67


تاج‌زاده قاطعانه از اعدام‌ مجاهدین در  سال
۶۷ حمایت می‌کند و به سهم خودش از بقیه خانوادهای اعدام شدگان پوزش می طلبد و «متواضعانه» آنان را فرا می خواند که «با تاسی از ماندلا ببخشند اما فراموش نکنند» تا ایران و ایرانی از چرخه شوم نفرت و کینه و انتقام رها شوند و سپس رو به خامنه ای می گوید: رهبری می خواهم که پیش از آنکه دیر شود پرچم دوستی و مهر و آشتی ملی برافرازد». اسناد ارائه شده در دادگاه حمید نوری نشان داد که بیش از 90% از سربداران 67 از اعضاء و هواداران سازمان مجاهدین خلق بوده اند.

رضا پهلوی نیز که هیچگاه از اعدامهای سیاسی صورت گرفته در دوران پدر و پدربزرگش سخنی به میان نمی آورد و آن اعدام ها را موجه می داند،   فرصت طلبانه سعی می کند که از خون شهدای سال 67 برای خودش آبروئی کسب کند. اما ناشیانه به کاهدان می زند و با فرستادن پیامی برای مزدور نفوذی ایرج مصداقی ، خود را رسوا می کند. یادآوری کنم که نان قرض دادنهای این دو بهم ، هیچ شکی را باقی نمی گذارد که این اتحادی ضد انقلابی است.

در شرایطی به سر می بریم که تشکیلات، برنامه های مشخص و مدون برای سرنگونی و پس از آن نیاز مبرم این دوران است و شورای ملی مقاومت ایران، با تکیه به برنامه ده ماده ای مریم رجوی و با حضور کانونهای شورشی در ایران نشان داده است که توان بدوش کشیدن این مسئولیت مهم را دارد.  در مقابل با گذری کوتاه به موضع گیری ها این دو موج (سلطنت ، اصلاح طلب)  وکلی گوئی های هر دو ، مشخص می شود که این دو جریان با سوء استفاده از جو انقلابی جامعه در پی آن هستند که ترمز رادیکال شدن شرایط در ایران شوند و در استمرار حکومت ضد بشری ولایت فقیه بکوشند.



 


fredag 3 juni 2022









به سلامتی و به میمنت و مبارکی #مراد_ویسی هم از کمد بیرون آمد ( در زبان سوئدی ضرب المثلی است که کسی که مدتها رازی را پنهان کرده و آن را بر ملا می کند، می گویند از کمد بیرون آمد). این حکایت مراد ویسی است که مدتها به مدد کلاب هاوس کمی شناخته شده بود. او خود را مورخ می نامد و محقق جنگهای ایران وعراق است. یا حداقل خودش این طور می گوید. کتابی از او نخوانده ام.
و اما داستان : قرار است که #رضا_پهلوی سخنرانی کند و قرار است که از رسانه های فارسی زبان من و تو و ایران اینترناشنال مستقیم پخش شود. شاید وقتی که این مطلب را می خوانید رضا پهلوی حرفهایش را زده باشد. زیاد مهم او نیست او چه می گوید بارها گفته است که هم می خواهد شاه باشد و هم رئیس جمهور و شاید هم هردو ! اصلا در مسائل براندازی دخالت نخواهد کرد. او برنامه هایش برای بعد از براندازی است. شاید که تکرار ققنوس باشد و یا پیمان نوین. باید دید.
از مطلب دور نشوم . در اتاقی در کلاب هاوس از مراد ویسی می پرسند که نظرش در مورد سخنرانی رضا پهلوی چیست. جناب ویسی باد در گلو می اندازند و می گویند که یکبار با رضا پهلوی در زمانی که در رادیو فردا کار می کرده است مصاحبه کرده و به نظر او رضا پهلوی دمکرات است واد امه می دهد که نظر به اینکه او شناخته شده است شاید بد هم نباشد که یک چهره مشخص رهبر شود، اما خود او به رهبری جمعی اعتقاد دارد.
اما سئوال من از مراد ویسی این است. آیا معنی کلمه دمکرات را می داند و در این صورت چرا برای رضا پهلوی استفاده می کند. (از های وهوی سلطنت طلبان در این مورد می گذرم.) معمولا برنامه یک حزب تعیین کننده ، میزان دمکراسی خواهی و مردم سالاری است.
رضا پهلوی کدام سازمان و یا حزب را رهبری کرده است؟
رضا پهلوی چه مسئولیت هائي به عهده گرفته است؟
رضا پهلوی هیچوقت از اعدام های دوران پدر و پدر بزرگش فاصله نگرفته است.
رضا پهلوی تاسیس حزب رستاخیز را فراموش کرده و با همان رنگ و لعاب به نام فرشگرد به بازار وارد می کند.
رضا پهلوی اصلا انقلاب ۵۷ را قبول ندارد و از آن به عنوان شورش ۵۷ یاد می کند.
و بدون هیچ حرف و حدیثی رضا پهلوی، خود رضا پهلوی است
روی سخنم با مراد ویسی است . اگر رضا پهلوی دچار نسیان و فراموشی شده است و دوران گذشته را به یاد نمی آورد شما که مورخ هستید. برایش توضیح دهید.
مراد ویسی می توانست بدون شاخ وبرگ دادن و ادا واطوار از آغاز بگوئيد که هوادار رضا پهلوی هستید نه اینکه در آغاز از عبارت نامفهوم براندازی استفاده کند و سپس بگوید که باید از جمهوری اسلامی گذر کرد.
آقای ویسی جمهوری اسلامی خیابان یک طرفه نیست که به راحتی از آن گذر کرد. ولی فقیهی که وجود یک نهاد مدنی مثل جمعیت امام علی را بر نمی تابد، براحتی می گذارد که از آن گذر کرد.
در مجموع برنامه رژیم با شرایط انفجاری جامعه این است که سرنگونی خود را به عقب بیندازد. اما انقلاب در حال وقوع است، چه شما بخواهید و یا چه نخواهید. جمله ای از آنتیجه کروگ شاعر و نویسنده مشهور افریقای جنوبی را شاید درس عبرتی برای مراد ویسی و همگنانش باشد.
آنتیجه کروگ شاعر و نویسنده مشهور آفریقای جنوبی در کتاب کشور استخوان‌های من که در سال ۱۹۹۸ منتشرشده می‌نویسد: با عدم برخورد با گذشته و کسانی که مضامین و پایه‌های حقوق بشر را زیر پا گذاشته‌اند، ما به جانیان و مرتکبین این جنایات ضد انسانی کمک نمی‌کنیم بلکه بدین‌وسیله پایه‌گذاری یک سیستم قضائی سالم و مستقل برای نسل‌های آینده را ویران می‌کنیم.
زوایای سیاه تاریخ دوران دیکتاتوری رضا شاه و محمد رضا شاه ناگفته مانده است. اما این کار مراد ویسی خاک پاشیدن در چشم تاریخ است، گرچه خود را مورخ می ماند.


torsdag 26 maj 2022






ای کاش زبان دریاها را می فهمیدم
آن وقت که با شکوهی لب به سخن می گشاید
و همه عاشقان را به خود می خواند
جذبه ای کهربائي
خورشید را در خود ذوب می کند
و ماه را به دنیا می آورد
ستاره ها را هم نشین زمین
و ماهی ها را به میهمانی خود فرا می خواند
اما هنگامه خشم
گاه دیگری است
کف بر دهان
همه فریاد است
هیبتی دارد
خوفناک
وهمی غریب
اما در کنارش می مانی
با حسرتی در درون
که ای کاش من هم
توفان
من هم فریاد
سهیلا دشتى