söndag 18 oktober 2026

یکی از دوستان عرب فلسطینی من این متن را در صفحه اش گذاشته بود! هنوز نمی دانم از خودش هست و یا دیگری! ترجمه از من است
ما بزرگ شدیم
ما بزرگ شدیم و یافتیم که دارو شربت نیست
ما بزرگ شدیم و بر خلاف گفته مادرمان فهمیدیم که پدرهرگز بر نمی گردد
ما بزرگ شدیم و درک کردیم که خوفناک تر از تاریکی چیزهای دیگری هم هست
ما بزرگ شدیم و درک کردیم که پشت خنده های مادر هزاران قطره اشک پنهان شده و پشت قدرت پدرم هزاران دعا!
ما بزرگ شدیم
بگذارید اقرار کنیم که دیگر دردهایمان با یک آبنبات و یا یک لباس و در جعبه ای کم نمی شود
و پدر و مادرمان همیشه نمی توانند دست هایمان را هنگام گذر از خیابان و یا در سخت روها در دست های گرم شان بگیرند
ما بزرگ شدیم و فهمیدیم که این ما نبودیم که بزرگ شدیم، پدرها و مادرهایمان با ما بزرگ شدند و ما یا آنها را جا گذاشته ایم و یا جا خواهیم گذاشت
ما خیلی بزرگ شدیم
و یافتیم که خشم مادر عشق بود، ضرب و شتم اش نیز چنین!

شگفت اینکه در بزرگی در یافتیم چقدر کوتاه است زندگی 

نقش زبان در دوران تغییر!
در هر ایدئولوژی و تفکر، انسان بالاترین درجه را دارد. تکامل موجودات در انسان خود را به نمایش می گذارد. سه ممیزه انسان را از بقیه موجودات جدا می کند. تفکر، زبان و دستانی که توان ساختن وسیله را دارد. در یک برداشت بسیار ساده می توان ادعا کرد که تمام اشیاء از آتش تا هوش مصنوعی، از کارد تا موشک های بالستیک و بمب اتمی، وسائل جراحی و هر آنچه که روی زمین است، دست آورد بشری است. این جاست که انسان به عنوان موجودی تغییر دهنده و مسئول شناخته می شود. اگر انسان توان فکر کردن، به زبان آوردن و ساختن نداشت، ما همچنان در دوران عصر حجر به سر می بردیم. فلاسفه در مورد تفکر، تصیمیم، زبان، آرزو، آرمان و آنچه که به چشم دیده نمی شود، بسیار نوشته اند. برخی از فیلسوفان توانسته اند با گفتمانی که معرفی کرده اند، در سرنوشت بشریت تغییر ایجاد کنند. در این جاست که زبان به عنوان وسیله ابراز فکر، آرزو، رویا بالاترین جایگاه را در علوم طبیعی و انسانی پیدا می کند.
در علوم انسانی زبان و ابراز عقیده بالاترین جایگاه را پیدا می کند. فارغ از اینکه انسان به چه زبانی خواست خود را ابراز کند. هر زبان چون موجودی زنده درتغییر و تحول است. آثار تغییر زبان را در زمان هائی که جوامع در دوران دگرگونی به سر می برند، دیده می شود. عبارات و کلماتی مورد استفاده قرار می گیرند که تا قبل از شورش و طغیان اجتماعی، حتی اگر در زبان وجود داشتند، بار مفهومی بسیار کم و ناچیزی داشتند. کلمات و عبارات تازه جای خود را پیدا می کنند و درصد استفاده از آنان حتی در ادبیات و مکالمات روزمره بیشتر می شود. «بسیج، نماز جمعه، سپاه پاسداران» از نمونه کلماتی هستند که بعد از انقلاب ضد سلطنتی بسامد و تکرار بسیار زیادی داشته اند. بار ارزشی این کلمات رابطه مستقیم با ایدئولوژی فردی دارد که از این کلمات استفاده می کند.
جرج کینگزلی زیف دانشمند زبان شناس با تحقیقات مفصلی به این نتیجه رسید که کلماتی که در زبان های مختلف مورد استفاده قرار می گیرند، چندان تصادفی هم انتخاب نمی شوند به این مفهوم که بعضی از کلمات بر اثر استفاده زیاد شانس بیشتری دارند که دوباره مورد استفاده قرار بگیرند و بعضی از کلمات که بندرت مورد استفاده قرارمی گیرند بسیار کمتر در موارد دیگر تکرار می شوند. زیف تحقیقات خود را از زبان انگلیسی شروع کرد ومنحنی استفاده از کلمات را با فرمول ریاضی و لگاریتم ثابت کرد و تا به امروز بیش از چهل زبان در دنیا نتیجه تحقیقات او را ثابت کرده اند. شاید به طور خلاصه می شود گفت که پویائی زبان هم ادواری است و کلمه ها نو و کهنه می شوند. یعنی من و شما از کلماتی استفاده می کنیم که بیشتر مورد استفاده قرار می گیرند تا بتوانیم خواست خود و یا پیام خود را بدهیم.
همانظور که در بالا آمده است استفاده از کلمات رابطه مستقیم با ایدئولوژی فرد دارد. پس از قیام بزرگ مهسا-ژینا امینی در سال 1401 برای بار دیگر کلماتی مثل مبارزه، شورش، همبستگی، انقلاب، خیابان، آزادی، و کلماتی از این دست جان تازه ای گرفتند، در همین راستا نیروهائی که خواستار تغییر ساختاری و دگرگونی عظیم در جامعه نبوده و نیستند، همراه با نیروی سرکوبگر حاکم برای این که کلمات و عبارات را از بار انقلابی خود تهی کنند، آگاهانه کلمات جدیدی را که به ظاهر رنگ و بوی تغییر اجتماعی را داشت و در محتوا از مفهموم انقلابی تهی بود، مثل مطالبه، کم هزینه، خشونت پرهیز و مبارزه مدنی را به خدمت گرفتند.
در مقابل عبارت سرنگونی ، گذارطلبی یا براندازی مورد استفاده قرار گرفته و می گیرد. که این عبارات تهی، از کارکرد عملی و برنامه کار، لق لقه زبان کسانی شد که از آنان به عنوان اپوزیسیون نام برده می شد و می شود.
به جرأت می توان گفت که هیچ یک از رسانه های فارسی زبان در نوشته ها و یا گفتار خود از کلمه سرنگونی استفاده نکرده و نمی کنند.
در برابر مبارزه قهر آمیز، گذار مسالمت آمیز و یا مثلا مبارزه مدنی و ضد خشونت بسیار پر بسامد می شود.
در تعریف مقاومت هم نیروهای انقلاب گریز ناتوان می شوند و برای خود از عبارت مخالف یا اپوزیسیون استفاده می کنند. با توجه به اینکه عبارت اپوزیسیون به معنای مخالفت در برابر دستگاه سیاسی حاکم است و در کشورهای دمکراتیک حزبی که در انتخابات شکست خورده است، خود را اپوزیسیون می داند و برای به دست گرفتن قدرت سیاسی در انتخابات بعدی فعالیت های خود را شروع می کند و در مجلس لایحه های دولت مستقر را به چالش می کشد و خود را دولت سایه می نامد. بی عملی در مقابل حکومت توتالیتر به آنجا می رسد که برخی مبلغ و مدعی خودفروپاشی، خودبراندازی نظام می شوند. بنابراین استفاده از عبارت اپوزیسیون در ایران تحت حاکمیت سرکوبگر ترین حکومت عصر معاصر نشان از داشتن برنامه عملی برای مبارزه با قهر و خشونت حکومتی است. زبان مورد استفاده در دوران تغییر باید منعکس کننده حرکت های مردمی و مبارزه در راستای سرنگون کردن کل نظام برنامه ریزی می باشد.
پ.ن

شناخت ماهیت یک متن و تفسیر متون بر اساس استفاده از کلمات به مخاطب فرصت می دهد که بدون پیش فرض و شرط منظور گوینده و یا نویسنده را بشناسد که به این علم «هرمنوتیک» می گویند 

صورتك ها
صورتكها
زخم خورده
چركين
رنگارنگ
مى چرخند
نوبت به نوبت
برصورتى سوار
گاه بسته بندى شده
به سوئى
روان
مى برندشان
و مى لرزند
در سراشيبى كه انتها ندارد
صورتك ها خاكسترى
و من گمشده ام
ره مى جويم و پرسان پرسان
از هرم جمعيت تنم مى سوزد
دختركى با موهاى باز راه نشانم مى دهد
درست فهميدم كعبه ؟
مى پرسد !
حيران
من ، كعبه ؟؟
دوباره گم مى شوم
فرياد دخترك رو به من
"روى بر متاب
كه شايد خدائى
پنهان باشد
سهیلا دشتی

 به یادم بیاور

که دخترکی می‌تواند با گرفتن
عروسکی
در آغوش کوچکش
آرام بگیرد
به یادم بیاور که
می‌توانم جای زخم تنش را ببوسم
و من را به گلخندی زیبا مهمان کند
به یادم بیاور
کلام فقط فریاد نیست
که جهنم جای دیگری است
به یادم بیاور
که اشک آرام می‌کند
‌‌ و عشق نمرده است
سهیلا دشتی
#ایران
#ازدواج_اجباری
خانم #فهمیه_خضر_حیدری هیولا ها با هم نمی جنگند – هیولا ها با مردم می جنگند
دو واقعه نزدیک به هم و شاید زیاد نه در ارتباط با هم نظرم را جلب کرد.
واقعه اول
ترامپ رئیس جمهور آمریکا خبرنگاران کاخ سفید، به علت آنچه که او آن را پخش اخبار کذب
می خواند، از ورود به کاخ ممنوع کرد.
دادگاه عالی امریکا تصمیم را غیرقانونی خواند، اما نکته مهمتر همکاران این خبرنگاران در خبرگزاری های بزرگ آمریکا و رقبای خبری بودند که اعلام کردند که در حمایت از همکاران خود از رفتن به کاخ سفید خودداری خواهند کرد، توجه بفرمائيد خبرگزاری فاکس نیوز مهمترین رقیب سی ان ان و ام اس ان بی سی است، اعلام می کند که در اعتراض به تصمیم ترامپ از رفتن به کاخ سفید خودداری خواهد کرد.
واقعه دوم
خبرنگار رسانه اینترناشنال #مرضیه_حسینی گزارشی حداکثر چند دقیقه ای از تظاهرات هواداران سازمان مجاهدین خلق در برابر سازمان ملل در نیویورک تهیه می کند
توجه کنید بر طبق شیوه کار رسانه ای
اول : خبرنگار ماموریت داشته که در آن جا حضور داشته باشد
دوم : با تیم فیلم بردار از محل دفتر خبرگزاری به محل تظاهرات رسیده است
سوم: فیلم تهیه شده و برای ادیت و مسائل فنی دیگر در استودیو روی آن کار می شود
چهارم: سردبیر خبر اجازه پخش فیلم خبری را می دهد.
آنچه که اتفاق می افتد حملات سنگین. و توپخانه ای شاهپرستان به خانم مرضیه حسینی است که تمام مرزهای انسانی و اخلاقی را کنار گذاشته و توهینی نبوده که از استفاده از آن خودداری کرده باشند برای اینکه تنها گناه مرضیه حسینی انجام ماموریتی است که به عهده اش گذاشته شده است و لاغیر.
شاید در آغاز علت کف بر دهانی این جماعت شاهپرست تعجب آور به نظر برسد
اما اما واحسرتا که از جماعت خبرنگارن فارسی زبان در خارج از کشور که وابسته به خبرگزاری های بزرگ مثل بی بی سی و رادیو آلمان، خبرگزاری فرانسه و حتی خود اینترناشنال اعتراضی ندیده ام .
تنها فقط از فهمیه خضرحیدری است که از رفتار شاهپرستان با دلی پر درد انتقاد می کند و وخلاصه کلام می گوید شمایان که با «هیولا جنگیده اید – هیولا نشوید» ضمن اینکه کار فهمیه خضر حیدری را باید تحسین کرد، یادآوری نکته ای بسیار مهم و تعیین کننده ضروری است و آن این است: اینان یک شبه رفتار هیولا را نگرفته اند. غیرعلنی از سال ۱۴۰۱ و گذشت چند هفته از جنیش ژینا مهسا امینی با توهین نسبت به بقیه گروه ها و افراد به طور مشخص سازمان مجاهدین – احزاب کردی و حامد اسماعیلیون امکان اتحاد بین ایرانیان خارج از کشور را از بین بردند
و به طور خشونت باز – چه کلامی و چه فیزیکی بیش از دوسال است که در سراسر دنیا به اسم هواداران شاهزاده رضا پهلوی و هزاران لقب دیگر که او فقط شاه است به مردم حمله می کنند، که تازه ترین آن با چنگ اندازی گرگ وار یک شاهپرست شناخته شده و تشویق تعداد اندکی از هواداران شازده را در حمله به یک جوان هوادار مجاهدین بود ـ شاهد بودیم . (نسبت به آن هم رسانه های فارسی زبان واکنشی نشان ندادند.)
به ظاهر این است که هر کس کوچکترین نشانه ای از دوری از شازده شان نشان دهد ، آماج حملات قرار می گیرد. اما در واقعیت موضوع خبر (سازمان مجاهدین) است و نه فرد!! این همانی رفتار اینان با بسیجی، پاسداران و لباس شخصی های رژیم باید مورد توجه قرار گیرد احکام هواداران مجاهدین که درست همین روزها آماج دادگاه های مجدد، افزایش محکومیت و وو قرار می گیرند را از نظر دور نداریم و همزمان حملاتی که به اسم شیطان سازی شناخته می شود، سالیان ادامه دارد . در حقیقیت باید گفت هیولاها یک جنس است و هیولائی نیست که با هیولا بجنگد – هیولا ها در جنگ با مردم هستند.
در این میان بی عملی رسانه های فارسی زبان را فراموش نکنیم و باز هم تکرار می کنم
هیولا ها با هم نمی جنگند آنان در جنگ با مردم ایران از هر گروه ، سازمان ، نحله فکری، وابستگی جغرافیائی خارج مرکز وووو هستند.

هیولا ها با هم نمی جنگند – هیولا ها با مردم می جنگند